شما از ايشان سبقت نگيريد كه متفرّق و متشتّت مىگرديد ، و از آنها عقب نيفتيد و عمداً كوتاهى نكنيد كه هلاك مىشويد ، و شما به آنان چيزى را نياموزيد چرا كه از شما داناترند .
اى مردم من پس از خودم شما را چنين نيابم كه به كفر برگشته و بعضى گردن ديگر را بزنيد آنگاه در ميان سپاهى همانند درياى سيل خروشان مرا ديدار كنيد ! آگاه باشيد كه علىّ بن أبى طالب برادر من و وصىّ من است ، بعد از من با مردم براى قبول مفاد و تأويل قرآن جنگ مىكند همانطور كه من براى قبول ظاهر و تنزيل آن جنگ نمودهام .
و رسول خدا صلّى الله عليه و آله پيوسته در مجلسى پس از مجلس ديگر اين گفتار را تكرار نموده و تذكّر مىداد . »
سپس پرچم امارت را براى اسامة بن زيد بن حارثه بست ، و به او امر كرد تا با تمامى امّت حركت كند ، و به سوى همان جائى كه پدرش در بلاد روم شهيد شد ، برسد . و رأى رسول الله بر اين شد كه جماعتى از متقدّمان از مهاجرين و أنصار در عسكر اسامه باشند ، تا اينكه هنگام رحلتش در مدينه كسى نباشد تا در رياست اختلاف كند و طمع بر تقدّم در رياست بر مردم داشته باشد ، و امر خلافت و امامت براى آن كسى كه خودش معيّن كرده است ، محكم و مستحكم گردد و مُنازعى در اين بين پيدا نشود .
رسول خدا صلّى الله عليه و آله روى همين منظور عقد امارت را براى اسامه بست و در بيرون رفتن مخالفان و إخراجشان از مدينه جِدّ و جَهْد داشت و اسامه را مأمور نمود كه مُعَسْكَر خود را در يك فرسخى ( جُرْف ) خارج مدينه قرار دهد و مردم را تحريض و ترغيب بر خروج مىنمود و از دو دلى و تلوّن و كندى و سستى جِدّاً منع مىنمود .
[ استغفار رسول خدا براى مردگان بقيع و اخبار از روى آوردن فتنهها ]
رسول خدا در همين امر بود كه مرضى كه در آن رحلت كرد به او عارض شد . و