تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
به خدا كه من خيلى حريص بودم در غزوهء احد برادرم عُتْبة بن ابى وقّاص را كه از معاندين سرسخت و دشمنان صلبى اسلام و پيامبر بود ، بكشم و به قدرى به اين كار حريص بودم كه مانند آن براى من پيش نيامده است و مىدانستم كه برادرم عاقّ پدر است و بسيار بداخلاق است . دو بار صفوف مشركين را شكافتم تا به او دست يابم اما وى مانند روباه خود را به اين طرف و آن طرف مىزد و از من مختفى مىداشت . در بار سوم كه خواستم حمله كنم و او را به چنگ آورم ، رسول خدا صلّى الله عليه و آله به من گفت : يَا عَبْدَ اللهِ مَا تُريدُ ؟ ! أ تُريدُ أنْ تَقْتُلَ نَفْسَكَ ؟ ! « اى بنده خدا چه‌كار مىخواهى بكنى ؟ آيا مىخواهى خودت را بكشى ؟ ! » من دست برداشتم . و رسول خدا فرمود : خداوندا ، تا يك سال آنها را زنده مگذار ! « 1 » ابن ابى الحديد از واقدى نقل مىكند كه : چون رسول خدا بر سر جنازهء حمزهء مُثله شدهء شكم پاره شده آمدند و آن منظره فظيع و فجيع را ديدند ، ابو قَتاده انصارى برخاست و شروع كرد به سبّ و لعن و شتم قريش ؛ و در تمام اين گفتارها پيامبر به او اشاره مىكرد : بنشين تا سه بار فرمود : بنشين ! آنگاه رسول خدا فرمود : يَا أبَا قَتَادَةَ ! إنّ قُرَيْشاً أهْلُ أمَانَةٍ ، مَنْ بَغَاهُمُ الْعَوَاثِرَ « 2 » كَبّهُ اللهُ لِفيهِ ! وَ عَسَى أنْ طَالَتْ بِكَ مُدّةٌ أنْ تَحْقِرَ عَمَلَكَ مَعَ أعْمَالِهِمْ ، وَ فِعَالَكَ مَعَ فِعَالِهِمْ ! لَوْ لَا أنْ تَبْطَرَ قُرَيْشٌ لأَخْبَرْتُهَا بِمَا لَهَا عِنْدَ اللهِ تَعَالَى « اى ابو قتاده ! قريش اهل أمانت هستند ، كسى كه براى آنها دامهائى بگسترد خداوند او را بر روى دهانش واژگون مىكند . و اميد است كه خداوند به تو عمر دهد عملت را در مقابل اعمال آنها حقير بشمارى و كارهايت را در برابر كارهايشان كوچك بدانى . و اگر كبر و خودپسندى قريش را نمىگرفت من آنان را به مقامات و درجاتشان در نزد خدا خبر مىدادم . » ابو قتاده گفت : و الله يا رسول الله ! من غضب نكردم مگر از براى خدا و رسول او
هامش
( 1 ) « شرح نهج البلاغة » طبع دار إحياء الكتب العربيّة ج 15 ، ص 5 . ( 2 ) عاثور ، حفره‌اى است كه براى شير حفر مىنمايند . به معنى چاه نيز آيد . جمعش عَواثِر و عَواثير است .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 94 | السيد محمد حسين الطهراني