الْمَواطِنِ لَامْثُلَنّ بِثَلاثينَ رَجُلًا مِنْهُمْ « 1 » . « اگر صفيّه خواهر حمزه غمگين نمىشد ، و اگر اين عمل بعد از من سنّت نمىشد ، من جسد حمزه را وامىگذاردم تا مكانش شكم درندگان و معدههاى مرغان آسمان باشد . و اگر در محلّى از محلّها خداوند مرا بر قريش نصرت دهد ، به ازاء مُثْلهاى كه از حمزه نمودند سى تن از آنان را مثله مىكنم . »
ابن هشام از ابن اسحاق آورده است كه اين آيه فرود آمد :
وَ إِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ بِهِ وَ لَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِينَ
.
وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَ لا تَكُ فِي ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ .
« 2 » ، « 3 »
« و اگر شما پاداش عقوبت به كسى مىدهيد بايد عقوبتتان به مقدار و اندازهاى باشد كه خودتان عقوبت شدهايد ، و هر آينه اگر صبر و تحمّل كنيد و از عقوبت صرف نظر كنيد البته آن براى صابرين و شكيبايان خوب و مورد انتخاب و اختيار است . و شكيبا باش ؛ و نيست شكيبائى تو مگر به واسطهء مدد و نيرو از جانب خدا ، و بر مشركان غمگين مباش و از آنچه مكر و خدعه بجاى مىآورند خودت را در ضيق و تنگى ميفكن » .
در اينجا نيز مىبينيم در سايهء ذلّ عبوديّت محضه ، خداوند پيامبرش را قرار داده است و به وى خطاب مىكند كه : تو حقّ حكمفرمائى ندارى ، حكم به دست خداست و او اين طور معيّن كرده است كه جزا و مكافات بايد به قدر جريمه باشد نه بيشتر امّا در عين حال ، رفع يد از مكافات بسيار بهتر و براى مؤمنينِ به خدا
هامش
( 1 ) « سيرهء » ابن هشام ، ج 3 ، ص 610 و ص 611 ، و طبرى در « تاريخ » طبع دار المعارف مصر ، ج 2 ، ص 529 آورده است كه : صفيّه خواهر پدر و مادرى حمزه بود و رسول خدا به زبير پسر صفيّه فرمود : مادرت را ديدار كن و او را بر گردان و مگذار جسد مُثله شدهء حمزه را ببيند . زبير مادر را ديدار كرد و پيام را داد . امّا صفيّه گفت : چرا برگردم ؟ اين در راه خدا كم و كوچك است . فما أرضانا بما كان من ذلك ! لاحتسبنّ و لأصبرنّ إن شاء الله .
( 2 ) آيه 126 و 127 ، از سورهء 16 : نحل .
( 3 ) « سيرهء » ابن هشام ، ج 3 ، ص . 611