تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
ايّام او از فتنه‌هاى جاريه به وقوع پيوست و آنچه بعد از وى از ايّام يزيد و عبيد الله بن زياد از فتنه‌ها متحقّق گشت همچون واقعهء حسين عليه السّلام . و ليكن احتمال اوّل ارجح است به علّت آنكه معاويه در ايّام امير المؤمنين عليه السّلام بوده است و او دعوت مردم را به سوى خود از شام آغاز كرد . امّا كلام حضرت دلالت دارد بر آنكه در زمان بعد ، اين قضيه پيدا مىشود . مگر نمىنگرى كه مىگويد : لكأنّى أنظر إلى ضلّيل قد نعق بالشّام « 1 » . و پس از آنكه مجلسى ، لغات اين خطبه را معنى كرده است گفته است : بعدا ما بسيارى از اخبارى را كه در كتاب « فتن برسى » از « مشارق انوار اليقين » او وارد شده است ، بيان خواهيم كرد .

[ اخبار آن حضرت از آوردن جنازه‌اى از يمن ]

از اصبغ بن نباته روايت است كه گويد : امير المؤمنين عليه السّلام روزى در نجف كوفه نشسته بود و به اطرافيان خود گفت : من يرى ما أرى « چه كسى مىبيند آنچه را كه من مىبينم ؟ » آنها گفتند : ما ترى يا عين الله النّاظرة فى عباده ؟ « اى چشم خدا كه با آن در بندگانش مىنگرد ، تو چه مىبينى » ؟ امير المؤمنين عليه السّلام گفتند : من مىبينم شترى را كه جنازه‌اى را بر روى خود حمل مىكند ، يك مرد جلودار شتر و يك مرد هم از عقب مىراند ، و بعد از سه روز ديگر به نزد شما مىآيند . چون روز سوم رسيد ، آن شتر با جنازه‌اى كه روى آن بسته بودند در همراهى دو مرد رسيد . آن دو مرد بر حضرت و بر آنان سلام كردند . امير المؤمنين عليه السّلام پس از آنكه به آنها خوش آمد گفت و تحيّت فرستاد ، گفت : شما كيستيد ؟ ! و از كجا مىآئيد ؟ ! و اين جنازهء كيست ؟ ! و به چه سبب اينجا آمده‌ايد ؟ ! گفتند : ما از اهل يمن مىباشيم ، و اين جنازه پدر ماست . در هنگام مرگش به ما وصيّت كرد كه چون مرا غسل داديد و كفن نموديد و بر من نماز خوانديد ، مرا بر
هامش
( 1 ) - « شرح نهج البلاغه » ابن ابى الحديد ، طبع مصر ، دار الاحياء ، ج 7 ، ص 99 و ص 100 .