تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
عبارت است از رواشن و دريچه‌هائى كه از اطاق‌ها بيرون مىآورند و با چوب و حصير مىپوشانند و از سقف‌ها جلوتر و مشخص‌تر است براى آنكه خانه‌ها را از ريزش باران و از شعاع آفتاب محفوظ دارند . و خرطوم‌هاى منزلهايشان كه مانند خراطيم فيل است عبارت است از ناودان‌هاى آنها كه آنها را قير اندود نموده و به درازاى پنج ذراع ( دو متر و نيم تقريبا ) از سقف منزل به شكل افقى نه عمودى نصب مىكردند . و اينكه حضرت مىفرمايد : « بر كشتهء آنها كسى نمىگريد » ممكن است كنايه از حرص لشكر باشد بر جنگ و قتال و يا به جهت آن باشد كه زنگيان زن و بچه و اهل و عشيره نداشتند و به طور تجرّد زندگى مىكردند . و اينكه بر غائبشان تجسّس و كنگاش و احصائيّه به عمل نمىآيد كنايه از كثرت لشكر باشد كه هر وقت كشته شوند جماعتى ديگر بجاى آنان قرار مىگيرند « 1 » . ابن أبى الحديد در تاريخ صاحب زنج و ظهور او و تا شكست او بحثى مفصّل نموده است « 2 » . او مىگويد : صاحب زنج در فرات بصره در سنهء 255 ظهور كرد و چنين به مردم نشان داد كه من علىّ بن محمد بن احمد بن عيسى بن زيد بن علىّ بن الحسين بن على بن ابى طالب عليه السّلام هستم . و زنگيان سياه پوستى كه در بصره خاكروبه‌ها را جارو مىكردند و سپورها و روفتگرها دور او جمع شدند . و اكثر مردم خصوصا طالبيين ( فرزندان ابو طالب اعم از فاطميين و ساير علويين و غير علويين ) در نسب او قدح و اشكال داشتند ، و او را در اين انتساب دروغگو مىدانستند . و تمام علماء علم انساب اتّفاق دارند بر آنكه او از قبيلهء عبد القيس است و او علىّ بن محمّد بن عبد الرّحيم است و مادرش از بنى أسد است از أسد بن خزعة و جدّ مادرش محمّد بن حكيم أسدى است كه از اهل كوفه است و يكى از كسانى است كه با حضرت زيد بن علىّ بن الحسين عليه السّلام بر هشام بن عبد الملك خروج كرده است . و
هامش
( 1 ) - « بحار الانوار » طبع كمپانى ، ج 9 ، ص 590 و ص 591 . ( 2 ) - « شرح نهج البلاغه » طبع دار الاحياء و تحقيق محمد ابو الفضل ابراهيم ، ج 8 ، ص 125 تا ص 214 .