تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
خود حركت داده است كه آن لشكر غبار و گرد و خاك ندارد و صدا و صوت ندارد ، و صدائى از بهم خوردن لگام‌هاى اسبانشان بر دندان‌هاى اسبان به گوش نمىرسد ، و صداى حمحمهء اسبان و قاطران ايشان شنيده نمىشود . زمين را با گامهايشان مىكنند ، گويا پاهاى آنها مثل پاهاى شترمرغ است . ( سيّد رضى مىگويد : با اين عبارات حضرت اشاره به صاحب زنج مىنمايند ، و سپس مىگويند : ) اى واى از آنچه از دست او بر سر راههاى شما و شوارع و جادّه‌هاى آباد شما مىآيد و بر خانه‌هاى شما كه به طلا زينت شده است ، آن خانه‌هائى كه بالكون‌هاى برآمده و جلو آمده از ديوارهاى آن مانند بال‌هاى نسر و باز شكارى است ( كه از عقاب قوىتر است ) و ناودان‌هاى آن خانه‌ها مانند خرطوم فيل از ديوارهاى آنها جلوتر آمده است . اى واى از دست اين لشگرى كه چون كسى از آن كشته شود ، گريه كننده و نوحه‌گرى ندارد و چون كسى از آن غائب شود و از بين برود ، احصائيّه و شمارش ندارد كه شخصش معلوم شود و معيّن گردد . من كسى هستم كه دنيا را يكسره ترك كرده‌ام و كنار گذارده‌ام ، و به قدر و قيمت و منزلت دنيا براى آن ارزش قائلم ، و با چشمى كه ارزش و ميزان اهميّت دنيا را مىداند ، به آن نظر مىكنم » . مجلسى گفته است : چون گامهاى لشكر صاحب زنج در خشونت ، مثل سم‌هاى اسبان است لهذا حضرت فرمود : « زمين را با پاهايشان مىكنند » . و بعضى گفته‌اند : اين عبارت كنايه از محكم قدم نهادن آنهاست تا با عبارت آنكه لشكر آنها غبار و گرد و خاك ندارند ، سازش بيشترى داشته باشد . و امّا اينكه حضرت گفته است : « گامهايشان همچون گامهاى شتر مرغ است » به جهت آنست كه چون پاهاى زنگيان غالبا كوتاه است و پهن و جلوى آنها نيز عريض و گسترده و با انگشتان باز و جدا ، فلهذا شباهت تمامى به پاهاى شتر مرغ دارد . و جناح‌هاى خانه‌ها را كه حضرت تشبيه به بالهاى نسر و باز كرده است