تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
شبهه هم باشد ، نكرده است . و احوالش دلالت بر اين مطلب دارد ، زيرا او از صاحبان دين نبوده است و عبادتى از او ظهور نكرده است و صلاحى از او ديده نشده است . مرد مترف و متجاوزى بوده است كه بيت المال را در مقاصد شهويّهء خود و قوى كردن پايه‌هاى سلطنت و رشوه دادن و بذل كردن براى تمهيد امارت و حكومت خود مصرف مىكرده است . و احوالات او همگى دليل بر آن است كه از عدالت منسلخ بوده و اصرار بر باطل داشته است . و بنابر اين چون چنين بوده است جايز نيست بر مسلمين كه حكومت او را نصرت كنند و با خوارجى كه بر او خروج مىكنند بجنگند و اگر چه آن خوارج و محاربين با معاويه ، اهل ضلال باشند ، چون حال آنها از او بهتر است . خوارج عادتشان اين طور بود كه نهى از منكر مىنموده‌اند و خروج بر عليه امامان جور را واجب مىدانستند . و در نزد اصحاب ما خروج بر امامان جور واجب است . و همچنين نمىتوان فاسقى را بدون شبهه‌اى كه قابل اعتماد باشد ، اگر بر امور مسلّط گردد و زمام امر را در دست بگيرد ، يارى و نصرت كرد بر عليه آنان كه بر عليه او خروج مىكنند در صورتى كه آنها اهل دين و عدالت باشند و امر به معروف كنند و نهى از منكر نمايند . بلكه واجب است كسانى را كه بر او خروج مىكنند ، نصرت و يارى كرد گرچه آن خروج كنندگان در عقيده‌اى كه بدان معتقدند از روى شبههء دينى كه بر آنها وارد شده باشد ، گمراه شده باشند . زيرا آنها از او به عدالت نزديكترند و قربشان به حق بيشتر است . و شكّى نيست كه خوارج التزام به دين دارند همانطور كه شكّى نيست كه از معاويه امثال كارهاى خوارج به ظهور نپيوسته است « 1 » . آنچه ابن أبى الحديد در اين عبارات آورده است ، از مقدّم داشتن خوارج بر فاسق متغلّب ، در صورتى صحيح است كه شبهه‌اى كه بر خوارج وارد شده است در مسائل فرعيّه باشد . و امّا در مسائل اصوليّه همچون توحيد و معاد و مسألهء امامت و
هامش
( 1 ) - « شرح نهج البلاغه » طبع مصر ، دار احياء الكتب العربية ، ج 5 ، ص 78 و ص 79 .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 84 | السيد محمد حسين الطهراني