تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
مىبرد ، مىگفت : و الله ما اقتتلوا إلّا على الثّريد الأعفر « 1 » « سوگند به خدا ، آنها با هم جنگ نكردند مگر بر سر تريد آبگوشتى كه از گوشت آهو پخته باشند » . و نيز نسبت به خوارج داده شده است : أبو العبّاس محمّد بن يزيد مبرّد چون در كتاب معروف خود كه « كامل » نام دارد در ذكر حالات خوارج سخن بسيار گفته است و چنين ظاهر است كه ميل به آنها دارد « 2 » .

[ كلام ابن ابى الحديد در مورد خوارج ]

ابن أبى الحديد در شرح گفتار حضرت كه گفته‌اند : « خوارج را پس از من نكشيد » اين طور آورده است : مراد حضرت آن است كه خوارج به واسطهء شبهه‌اى كه پيدا كرده‌اند گمراه شده‌اند . و آنان افرادى بودند كه طلب حق مىنموده‌اند و فىالجمله تمسّك به دين داشته‌اند و از عقيده‌اى كه بدان معتقد بودند ، حمايت و دفاع مىكرده‌اند گرچه در آن عقيده به خطا رفته بودند . و امّا معاويه اصلا طالب حق نبوده است . مردى بوده است قرين باطل ، و دفاع از عقيده‌اى گرچه از روى
هامش
179 از دنيا رفت و 84 سال عمر كرد . در عصر حضرت صادق عليه السّلام بود و از آن حضرت اخذ روايت و علم نمود و همانطور كه علّامهء مجلسى در « بحار الانوار » از ابو نعيم ذكر كرده است ، از پيشوايان علمى مالك بن انس و شعبة بن حجّاج و سفيان ثورى از آن حضرت اخذ علم نموده‌اند و غير ابو نعيم گفته‌اند كه مالك و شافعى و حسن بن صالح و أبو ايّوب سجستانى و عمر بن دينار و احمد بن حنبل از آن حضرت اخذ علم نموده‌اند ، و مالك بن انس گفته است : ما رأت عين و لا سمعت أذن و لا خطر على قلب بشر أفضل من جعفر الصادق عليه السّلام فضلا و علما و عبادة و ورعا ، تا آخر بياناتى كه در أفضليت آن حضرت ذكر كرده است . ( 1 ) - در « شرح نهج البلاغه » طبع مصر بيست جلدى كه با تعليقهء محمد ابو الفضل ابراهيم است كلمهء أعفر را با عين مهمله ضبط كرده است و أعفر نوعى است از آهوانى كه سرعت حركتشان از بقيهء انواع آنها كندتر است . و ليكن در طبع بيروت چهار جلدى با غين معجمه أغفر ضبط كرده است و چون غفر به بزغالهء كوهى گويند كه دو شاخ منحنى دارد ، و غفر به گوساله گويند ، معنايش اين طور مىشود كه آنها جنگشان براى تريد آبگوشت بزغالهء كوهى و يا گوساله بوده است . ( 2 ) - « شرح نهج ابن ابى الحديد » طبع بيروت ، دار المعرفة ، ج 1 ، ص 446 و ص 447 و طبع مصر ، دار احياء الكتب العربية ، ج 5 ، ص 76 و ص 77 .