تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
نيز اشاره است به ظهور سلطنت الهيّه و دولت قائميّه . و بنابراين ، گفتار امير المؤمنين عليه السّلام : يسومهم خسفا اشاره است به خسف أرض ( فرو رفتن زمين ) با لشكر سفيانى در بيداء ( بيابان ) همان‌طور كه در اخبار رجعت مذكور است . و بنابر اين استظهار ، گفتار امير المؤمنين عليه السّلام كه : فعند ذلك توّد قريش بالدّنيا و ما فيها لو يروننى مقاما واحدا و لو قدر جزر جزور لأقبل منهم ما أطلب اليوم بعضه فلا يعطوننى كه ابن أبى الحديد به گفتار مروان بن محمد در روز زاب چون سپاه عبد الله بن محمّد بن علىّ بن عبد الله بن عبّاس را مشاهده كرد ، تفسير كرده است ، اشاره به قيام حضرت مهدى بوده و آن تمنّى عند قيام قائم صورت مىگيرد .

[ گفتار علّامهء خوئى در روايت گذشته ]

سپس علّامهء خوئى تحت عنوان تكملة ، اين خطبه را با تمام زيادتىهاى آن از علّامهء مجلسى از كتاب « غارات » ابراهيم بن محمّد ثقفى ذكر مىكند . و نيز از « بحار » از كتاب « سليم بن قيس هلالى » بيان مىكند « 1 » . و در اين دو روايت به طور وضوح ، روشن است كه مراد از آن مرد قيام كنندهء بر عليه ظالمين و بنى اميّه همان سيّد فاطمى فرزند كنيز است و در هر دو فقره مراد همان شخص است نه يك جا سفّاح و يك جا حضرت قائم عليه السّلام . و نيز در روايت ابراهيم ثقفى و سليم ، اهل صفّين نيز در طراز اهل جمل و اهل نهروان آمده است . و حضرت مىفرمايد : و لو لم أك فيكم ما قوتل أصحاب الجمل و لا أهل صفّين و لا أهل النّهروان « 1 » . آنگاه علّامهء خوئى در تعليقه در معناى زاب گويد : زاب ، نهرى است در موصل . شارح معتزلى ابن أبى الحديد در شرح خطبهء يكصد و چهارم گويد كه : چون مروان در زاب فرود آمد ، از رجال خود چه از شاميان و چه از اهل جزيره ، يكصد هزار اسب سوار جنگى را بر روى هزار اسب با نشاط جدا كرد و سوا نمود و سپس به آنها نظرى افكند و گفت : إنّها العدّة و لا تنفع العدّة إذا انقضت المدّة « حقّا اينها همهء اسباب و لوازم غلبه و پيروزى است و ليكن چون مدت
هامش
( 1 ) - « شرح نهج البلاغهء » خوئى ، طبع حروفى ، ج 7 ، ص 69 تا ص 96 و استظهار او در ص 91 است ، و آوردن كلمهء اهل صفين در ص 93 .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 80 | السيد محمد حسين الطهراني