الأرض « ايشان از ميان مردم روى زمين مورد اختيار و انتخاب بودهاند » .
و مانند اخبار او از تشكيل مملكت و حكومت علويّين در مغرب زمين و تصريح او به ذكر كتامه و آنها كسانى بودهاند كه : ابو عبد الله داعى معلّم را يارى كردهاند . و مانند گفتارش در حالى كه اشاره مىكرد به ابو عبد الله مهدى كه : و هو أوّلهم ثمّ يظهر صاحب القيروان « 1 » الغضّ البضّ ، ذو النّسب المحض ، المنتخب من سلالة ذى البداء المسجّى بالرّداء « و او اوّلين نفر آنهاست و پس از او ظهور مىكند صاحب قيروان كه بدنش لطيف و نرم است و پوستش رقيق و نازك است و داراى نسب پاك و بدون آميزش با غير است ، كه از سلاله و نسل كسى كه دربارهء او بدا واقع شده و بر روى پيكرش ردا انداختهاند مىباشد » .
زيرا كه عبيد الله مهدى بدنش بسيار سفيد بود كه با قرمزى و سرخى آميخته بود و داراى بدنى نرم و لطيف بود و اعضاء پيكرش تر و تازه و خرّم بود . و منظور از ذو البداء اسماعيل بن جعفر بن محمّد عليهما السّلام است . و او بود كه مسجّى به ردا بود چون پدرش حضرت صادق عليه السّلام وقتى كه او بمرد بر روى پيكرش رداى خود را كشيد و وجوه و صاحبان مقام و منزلت شيعه را بر او وارد كرد تا او را ببينند و بدانند كه مرده است و شبههء امامت او در نزد ايشان زايل گردد .
و مانند اخبار او از سلاطين آل بويه ( پسران بويه ) و گفتارش دربارهء آنها كه : و يخرج من ديلمان بنو الصّيّاد « و از ديلمان پسران صيّاد خروج مىكنند » اشاره است به آنها ، زيرا كه پدر آنها صيد ماهى مىكرد با دست خود به مقدارى كه از پول آن
هامش
امير المؤمنين عليه السّلام است كه : هم خير أهل الأرض ، من خير أهل الأرض « ايشان از روى تمام زمين مردانى هستند كه انتخاب شدهاند يا از جملهء آنانند كه انتخاب شدهاند » . و امّا براى كلمهء وجّ هيچ معناى مناسبى به نظر نرسيد . زيرا همان طورى كه ياقوت در « معجم البلدان » ذكر كرده است : وجّ نام طائف است ، و در حديث رسول خدا صلى اللّه عليه و آله وارد است كه : إنّ آخر وطأة للّه يوم وجّ ، و مراد شهر طائف بوده است ، يعنى « آخرين قدمهائى كه جنگجويان در راه جهاد برداشتهاند در غزوهء طائف بوده است » . و غزوهء طائف آخرين غزوهء رسول الله بوده است .
( 1 ) 1 - امراء مصر و قيروان از اسماعيليه بودهاند .