تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
ادراكات و بصيرت و ضعف انديشه مشهور است . و بنابر اين از امثال ايشان شگفتى نيست كه معجزاتى را كه ببينند آنها را سبك كند و راجع به آورنده‌اش معتقد شوند كه جوهر الهى در او حلول كرده است . زيرا معتقدند كه : اين‌گونه معجزات از بشر نمىتواند تحقّق گيرد مگر با حلول . و دربارهء آنها گفته شده است كه : جماعتى از آنان از نسل يهود و نصارى بوده‌اند و از پدرانشان و گذشتگانشان شنيده‌اند اعتقاد به حلول را دربارهء پيامبرانشان و پيشوايانشان ، و دربارهء امير المؤمنين عليه السّلام هم مثل آنها را معتقد شده‌اند . و علاوه بر اين ، احتمال دارد كه امثال اين مقالات و اعتقادات از گروهى ملحد باشد كه بخواهند در دين اسلام ، الحاد و خلل به وجود آرند ، فلهذا اين عقيده را دنبال كرده‌اند . اين گروه اگر فرضا در ايّام رسول خدا عليه السّلام بودند تحقيقا دربارهء او نيز اين مقاله و اعتقاد را نشر مىدادند به جهت گمراه نمودن اهل اسلام و به نيّت واقع ساختن شبهات در دل مسلمانان . و در ميان صحابهء رسول خدا امثال اين گونه افراد نبوده‌اند ، و ليكن در ميان صحابهء رسول خدا منافقين و زنادقه بوده‌اند امّا راهى براى اين‌گونه الحاد و فتنه نيافته‌اند و مانند اين نوع از مكر و خدعه نيز در دلشان خطور ننموده است . و از آنچه براى من ظاهر شده است از فرق بين اين گروه ، و بين مردم عرب كه معاصر عصر رسول خدا عليه السّلام بوده‌اند آنست كه اين گروه ، از مردم عراق و ساكنين كوفه بوده‌اند ، و خاك عراق همواره در خود صاحبان اهواء و آراء و ارباب نحل و ملل عجيبه و مذاهب بديعه را مىپروراند ، و اهل اقليم و ناحيهء عراق اهل بينش و دقّت نظر و بحث از آراء و عقائد بوده‌اند و پيوسته در مذاهب ، ايجاد شبهه مىنمودند و جماعتى از آنها مانند مانى و ديصان و مزدك در ايّام سلطنت اكاسره بوده‌اند . امّا خاك حجاز بدين گونه نيست و طينت آنها مشابه مردم عراق نيست و