تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
أمرا و لا يدركه ، ينصب جالة الدّين لاصطياد الدّنيا ، و هو بعد مصلوب قريش « مردى است مكّار غدّار خدّاع ، حقود با حقد درونى كه پيوسته مىخواهد طرف خود را گول بزند و بر زمين بكوبد . او داعيهء امارت و حكومت دارد و بدان نمىرسد . دين را دام و شبكهء صيد دنيا قرار داده است و از همهء اينها گذشته در عاقبت امرش ، به دست قريش به دار آويزان مىشود » . و مانند اخبار او به هلاكت مردم بصره در اثر غرق شدن و دربارهء ديگر هلاكت آنها به واسطهء غلبه زنج ( زنگىها ، يعنى سياهپوستان زنگبار ) و اين همان است كه بعضى لفظ زنج را تصحيف نموده و ريح خوانده‌اند . و مانند اخبار او به ظهور پرچم‌هاى سياه از خراسان و تصريح او بر قومى از اهل خراسان كه به بنى رزيق ( به تقديم راء مهمله بر زاء معجمه ) و آنها آل مصعب بودند كه طاهرين حسين ، و پسرانش و اسحاق بن ابراهيم از ايشانند ، و آنها و اسلاف آنها همه از هواخواهان و دعوت كنندگان به دولت بنى عبّاس بوده‌اند .

[ اخبار آن حضرت از شهداى فخ ]

و مانند اخبار او از ائمّه‌اى كه پس از او ، از فرزندانش ، در طبرستان ظهور مىكنند مانند ناصر و داعى و غيرهما در گفتارش كه گفت : و إنّ لآل محمّد بالطّالقان لكنزا سيظهره الله إذا شاء . دعاؤه حقّ ، يقوم بإذن الله فيدعو إلى دين الله « و بدرستى كه براى آل محمّد در طالقان گنجى است كه خداوند در آينده او را به ظهور مىرساند در وقتى كه مشيّتش تعلّق گيرد . دعوت او حقّ است ، به اذن و اجازهء خدا قيام مىكند و مردم را به دين خدا مىخواند . و مانند اخبار او از كشته شدن محمّد نفس زكيّه ، در مدينه و گفتارش دربارهء او كه : إنّه يقتل عند أحجار الزّيت « او در نزديكى مدينه در محلّى كه نامش احجار زيت است كشته مىشود » . و مانند اخبار او به كشته شدن برادر محمّد صاحب نفس زكيّه : ابراهيم كه در باب حمزه كشته شد : يقتل بعد أن يظهر و يقهر بعد أن يقهر « كشته مىشود پس از آنكه
هامش
مىگيرد و طرف خود را بر زمين مىكوبد .