قيامت مگر آنكه او به آنها خبر مىدهد . و اينكه به تحقّق نمىرسد طائفهاى از مردم كه صد نفر را راهنمائى كنند و صد نفر را گمراه كنند و به ضلالت افكنند مگر آنكه به ايشان خبر بدهد - در صورت پرسيدن آنها از او - كه زمامداران ، و پيشداران ، و دنباله روان ، و مواضع فرود آمدن شترها و اسبهاى آنها و كسانى كه با كشتار كشته مىشوند و كسانى كه با مرگ طبيعى مىميرند چه كسانى هستند ؟ و در كجا و كدام محلّى صورت مىگيرد ؟
[ شمار برخى از خبرهاى غيبى آن حضرت ]
و اين ادّعا از آن حضرت عليه السّلام دعواى ربوبيّت و يا دعواى نبوّت نيست و ليكن او مىگويد : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به او خبر داده است . و ما اخبارات على عليه السّلام را آزمايش كرديم و همه را موافق يافتيم و به پيرو اين ، استدلال نموديم بر صدق ادّعاى مذكور . مانند اخبار او به ضربتى كه در سرش وارد مىشود و محاسنش را از خون سرش خضاب مىكند .
و مانند اخبار او به كشته شدن پسرش حسين عليه السّلام و آنچه را كه دربارهء حسين در كربلا گفت وقتى كه از آنجا مىگذشت .
و مانند اخبار او به سلطنت معاويه بعد از او .
و مانند اخبار او از حجّاج بن يوسف ثقفى ، و از يوسف بن عمر . و مانند اخبار او به امر و جريان خوارج در نهروان .
و مانند اخبار او به اصحاب خود كه كدام يك از آنها كشته مىشوند و كدام يك به دار آويخته مىشوند .
و مانند اخبار او به قتال و جنگ با ناكثين و قاسطين و مارقين .
و مانند اخبار او به مقدار نفرات لشگرى كه از كوفه بر او وارد شدند در وقتى كه به سوى بصره براى جنگ با آنها حركت مىكرد .
و مانند اخبار او از عبد الله بن زبير و گفتارش دربارهء او كه : خبّ ضبّ « 1 » ، يروم
هامش
( 1 ) - خبّ ، يعنى غدّار و حيلهگر . ضبّ يعنى حسود و حقود با حقد و كينهء پنهان . در محاورات مىگويند : فلان خبّ ضبّ يعنى مرد مراوغ است ، و مراوغ كسى است كه با حيله كشتى