تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
ظهور مىكند و مقهور مىشود بعد از آنكه مقهور مىكند » . و مانند اخبار ديگر دربارهء ابراهيم : يأتيه سهم غرب يكون فيه منيّته . فيا بؤسا للرّامى ! شلّت يده و وهن عضده « به سوى او مىآيد تيرى كه معلوم نيست چه كسى آن را رها كرده است و در اثر همان تير جان مىسپارد . پس شدّت و گرفتارى باد براى تير زننده ، دستش شل شود و بازويش سست گردد » . و مانند اخبار او از كشته‌شدگان وجّ « 1 » و گفتارش دربارهء آنان كه : هم خير أهل
هامش
( 1 ) - در دو نسخهء « شرح نهج البلاغهء » ابن ابى الحديد ، چهار جلدى طبع بيروت ، و بيست جلدى طبع مصر ، كلمهء وجّ را با واو و تشديد جيم ضبط كرده است . و ظاهرا اشتباه است و كلمهء فخّ بوده است با فاء و خاء مشدّد ، همانطور كه شارح خوئى حاج ميرزا حبيب الله هاشمى در ج 7 ، ص 83 از طبع حروفى در شرح اين خطبه ، اين كلمه را از ابن ابى الحديد ، فخّ نقل كرده است ، و واقعهء فخّ مشهور است مانند خورشيد در آسمان . فخّ نام محلّى است بين مكّه و تنعيم ، يعنى در يك فرسخى مكّه و در آنجا قضيّهء عاشوراى حسين بن علىّ با تمام خصوصيات آن تكرار شد ، ليكن در سنهء 169 هجرى يعنى 108 سال بعد از وقعهء طفّ . و شهيد اين واقعه حسين بن علىّ بن حسن بن حسن بن حسن بن على بن ابي طالب عليهم السّلام بوده است يعنى نوادهء حسن مثلّث و از أولاد امام حسن مجتبى عليه السّلام . و اين شهيد را حسين بن على شهيد فخّ گويند در مقابل شهيد كربلا كه حسين بن على شهيد طفّ است . دربارهء شهداى فخّ كه در حدود سيصد نفر بوده‌اند آنچه در اخبار وارد شده است همه مدح است و ثناء و تمجيد ، زيرا حسين بن على شهيد فخّ به عنوان ترأس و مقام خروج نكرد ، بلكه فقط به عنوان دفع ظلم بود چون در زمان او يكى از نواده‌هاى عمر بن خطاب كه در مدينه رياست داشت كار را بر علويان به حدّى سخت گرفت تا به جائى كه گفت : اگر فلان علوى كه غيبت كرده است و در هر روز او را معرفى ننموده است اگر او را حاضر نكنيد من تمام شما را مىكشم . و اين خطاب به علويان مدينه بود . در اين صورت علويان زمان در مضيقه افتادند كه به غير از خروج چاره‌اى نداشتند و خروج آنها هم رفتن از مدينه به سوى مكه بود و به امضاى حضرت صادق عليه السّلام بود ، و پسر آن حضرت عبد الله بن جعفر هم در جماعت آنها بود وانگهى آنان فقط عازم مكّه بودند . كار به كسى نداشتند كه ناگهان لشكر موسى هادى عبّاسى رسيد و آن حضرت را با جميع اهل بيتش و جميع همراهانش از دم تيغ گذرانيد . در اخبار وارده از ائمّه عليهم السّلام راجع به ايشان حمد و ثناى فوق‌العاده رسيده است . از جمله همين كلام