- ابن ابى الحديد در شرح اين خطبه گويد : امير المؤمنين عليه السّلام مىگويد : و لم يكن ليجترىء عليها أحد غيرى « و هيچكس را غير از من چنين جرأتى نبود كه بتواند در دفع اصحاب جمل و نهروان قيام كند » . به علّت آنكه مردم همگى از قتال با اهل قبله مىترسيدند و نمىدانستند چگونه جنگ كنند ؟ آيا كسى از آنها را كه از جنگ فرار مىكند و پشت مىكند بايد دنبال كرد يا نه ؟ و آيا شخص زخم خورده و مجروح آنها را بايد كشت يا نه ؟ ! و آيا غنيمت را از آنان گرفته و بايد تقسيم نمود يا نه ؟ ! و مسلمين ، بزرگ و غير قابل تحمّل مىدانستند جنگ نمودن با كسانى را كه مانند اذان ما اذان مىگويند و مانند نماز ما نماز مىخوانند ، و مسلمين جنگ با عايشه و جنگ با طلحه و زبير را بزرگ و غير قابل قبول مىشمردند به واسطهء موقعيّتى كه در اسلام داشتند و جماعتى از آنها مانند أحنف بن قيس و غيره از دخول در اين جنگ توقّف كردند . با اين مقدّمات اگر على جرأت بر شمشير كشيدن بر روى آنها را نداشت يك نفر از مسلمين اقدام بر جنگ نمىنمود .
سپس على عليه السّلام مىگويد : سلونى قبل أن تفقدونى « از من هر چه مىخواهيد بپرسيد پيش از آنكه مرا نيابيد » . صاحب كتاب « استيعاب » كه أبو عمر محمّد بن عبد البرّ است از جماعتى از روات و محدّثين نقل كرده است كه : آنها گفتهاند : لم يقل أحد من الصّحابة رضى الله عنهم : « سلونى » إلّا علىّ بن أبي طالب « هيچيك از اصحاب رسول خدا رضى الله عنهم نگفت : سلونى ، مگر علىّ بن ابي طالب » .
و شيخ ما أبو جعفر اسكافى در كتاب « نقض عثمانيّه » از على بن جعد ، از ابن شبرمه روايت كرده است كه او گفت : ليس لأحد من النّاس أن يقول على المنبر : « سلونى » إلّا علىّ بن أبي طالب عليه السّلام « هيچيك از مردم بر بالاى منبر نگفت : سلونى مگر علىّ بن ابي طالب عليه السّلام » . سپس ابن ابى الحديد فصلى را در امور غيبيّهاى كه امام عليه السّلام بدانها خبر داده است گشوده است بدين عبارات :
بدانكه امام عليه السّلام در اين فصل به خداوندى كه جان وى در دست اوست قسم ياد كرده است كه مردم نمىپرسند از امرى كه به وقوع مىرسد از آن وقت تا روز
امام شناسى (فارسى) — صفحة 63
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٦٣