بايد دانست كه جنگهاى ردّه كه در زمان ابو بكر به وقوع پيوست بر دو گونه بوده است : اوّل به علّت ارتداد واقعى آنها از دين اسلام همچون جنگ با مسيلمهء كذّاب و با عنسى كذّاب و با طليحه و غيرهم . دوم به علت عدم تمكين آنها از خلافت ابو بكر .
علامت قسم اوّل آن بود كه آنها اقامهء نماز نمىكردند و اذان نمىگفتند و به ساير شعائر دين عمل نمىكردند . و علامت قسم دوم آن بود كه آنها اذان و اقامه مىگفتند و اقامهء نماز مىنمودند ولى از دادن زكات به خليفهء وقت خوددارى مىنمودند و مىگفتند : پيامبر براى خود وصى تعيين نموده است ، و ما زكات خود را به وصىّ او مىدهيم و تا وقتى كه آن وصى از ما نپذيرد ما از اداء زكات به صندوق خليفهء جعلى خوددارى مىكنيم . جنگ خالد بن وليد با قبيلهء بنى يربوع كه همان حنفيّه هستند و مالك بن نويره از آن قبيله بوده است و خولهء حنفيّه نيز در ضمن همين جنگ به اسارت درآمده ، از اين قبيل بوده است .
مالك بن نويره در زمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به مدينه آمد و در حضور آن حضرت مشرّف به اسلام شد و از رسول خدا سفارش و وصيّتى خواست . حضرت او را وصيّت به امير المؤمنين عليه السّلام كردند و خودش با گوش خود از رسول خدا امامت و وصايت و خلافت امير مؤمنان را شنيده بود ، و از طرفى رئيس قبيله و بلند همّت و شاعر بود .
چون رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رحلت كردند با جماعتى از بنى تميم به مدينه آمد و ديد ابو بكر بر منبر رسول خداست و به او گفت : من أرقاك هذا المنبر و قد جعل رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله عليّا وصيّه و أمرنى بموالاته « چه كسى تو را بر اين منبر برده است در حالى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله على را وصىّ خود قرار داده است و مرا امر به موالات او نموده است » ؟
أبو بكر امر كرد تا او را از مسجد بيرون كنند . و قنفذ بن عمير و خالد بن وليد او را از مسجد بيرون كردند . مالك به قبيلهء خود برگشت و به مردم قبيلهء خود كه
امام شناسى (فارسى) — صفحة 37
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٧