تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
و در روايت ديگر از أصبغ بن نباته وارد است كه ابن كوّا از آن حضرت پرسيد : آن كه در شب و روز هر دو بيناست كيست ؟ و آن كه در هر دو كور است كيست ؟ و آن كه در شب كور است و در روز بينا كيست ؟ و آن كه در شب بينا و در روز كور است كيست ؟ حضرت گفتند : ويلك ، سل عمّا يعنيك و لا تسأل عمّا لا يعنيك « واى بر تو بپرس از آنچه براى تو مهمّ است و به دردت مىخورد و نپرس از آنچه كه براى تو مهمّ نيست و به كار تو نمىآيد » . ( آنگاه حضرت جواب كافى به او دادند ) و در آخر آن مىگويند : ويلك يا بن كوّا ، فنحن بنو أبى طالب ، بنا فتح الله الإسلام و بنا يختمه « واى بر تو اى پسر كوّا ، ما پسران ابو طالب ، كسانى مىباشيم كه خداوند اسلام را به وسيلهء ما گشود و به وسيلهء ما ختم كرد . أصبغ مىگويد : چون امير المؤمنين عليه السّلام از منبر فرود آمد ، من به دنبال او رفتم و گفتم : اى امير المؤمنين ، تو دل مرا با آنچه بيان كردى و مبرهن ساختى ، قوى نمودى . امير المؤمنين عليه السّلام به من گفت : يا أصبغ ، من شكّ فى ولايتى فقد شكّ فى إيمانه ، و من أقرّ بولايتى فقد أقرّ بولاية الله عزّ و جلّ . ولايتى متّصلة بولاية الله كهاتين - و جمع بين إصبعيه - يا أصبغ ، من أقرّ بولايتى فقد فاز ، و من أنكر ولايتى فقد خاب و خسر و هوى فى النّار ، و من دخل فى النّار لبث فيها أحقابا « 1 » . « اى أصبغ ، كسى كه در ولايت من شك كند ، در ايمان خود شكّ كرده است . و كسى كه به ولايت من اقرار كند ، به ولايت خداى عزّ و جلّ اقرار كرده است . ولايت من متّصل است به ولايت خدا ، مثل اين دو تا - در اين حال بين دو انگشت خود را جمع كرد - اى أصبغ ، كسى كه به ولايت من اقرار آورد ، رستگار و پيروز شده است . و كسى كه ولايت مرا انكار كند ، تهيدست و زيانكار است و در آتش فرو
هامش
( 1 ) - « احتجاج » ج 1 ، ص 339 و ص 340 .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 384 | السيد محمد حسين الطهراني