مىافتد ، و كسى كه در آتش فرو افتد ، چند حقب « 1 » در آنجا اقامت مىكند .
و همچنين طبرسى از أصبغ روايت كرده است كه امير المؤمنين عليه السّلام بر فراز منبر مسجد كوفه ما را به خطابهء خود مخاطب نموده ، حمد و ثناى خداوند را بجاى آورده و سپس گفت : أيّها النّاس ، سلونى فإنّ بين جوانحى علما جمّا « اى مردم ، از من بپرسيد ، زيرا كه در ميان دو پهلوى من ، علم انباشتهاى موجود است » .
ابن كوّا برخاست و گفت : يا امير المؤمنين ، الذّاريات ذروا « 2 » چيست ؟ حضرت گفتند : بادها . گفت : الحاملات وقرا چيست ؟ حضرت گفتند : ابرها . گفت : الجاريات يسرا چيست ؟ حضرت گفتند : كشتىها . گفت : المقسّمات أمرا چيست ؟ حضرت گفتند : فرشتگان . گفت : اى امير المؤمنين ، من چنين يافتهام كه در كتاب خدا تناقضگوئى هست .
حضرت گفتند : ثكلتك أمّك يا بن كوّا ، كتاب اللّه يصدّق بعضه بعضا و لا ينقض بعضه بعضا ، فسل عمّا بدالك « مادرت در سوگ تو بنشيند اى پسر كوّا ، كتاب خدا بعض از آن بعض ديگرش را تصديق مىكند نه آنكه نقض كند . اينك هر چه مىخواهى بپرس » .
گفت : اى امير المؤمنين ، يك جا مىشنويم كه مىگويد :
بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ /
« 3 » « خداوند پروردگار مشرقها و مغربهاست » و در آيه ديگرى مىگويد :
رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ
« 4 » « خداوند پروردگار دو مشرق و دو مغرب است » و در آيه دگر مىگويد :
رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ
« 5 » « خداوند پروردگار مشرق و مغرب است » .
امير المؤمنين عليه السّلام گفتند : اى پسر كوّا ، مادرت به عزايت بنشيند ، اين مشرق
هامش
( 1 ) - حقب به معناى هشتاد سال است و به معناى مدت و دوران طولانى نيز آمده است .
( 2 ) - اين آيه و سه آيه پس از آن آيه 1 تا 4 از سورهء 51 : الذاريات است .
( 3 ) - آيه 40 ، از سورهء 70 : معارج .
( 4 ) - آيه 17 ، از سورهء الرحمن : 55 .
( 5 ) - آيه 28 ، از سورهء 26 : شعراء .