و اينك باز مىگرديم به گفتار آن حضرت : سلونى قبل أن تفقدونى و گفتار دگرش : لو ثنيت لى الوسادة الخ . دربارهء گفتار اوّل علّامهء بحرانى در « غاية المرام » از طريق عامّه هفت روايت از « مسند » احمد حنبل ، و خوارزمى ، و حمّوئى و ابن ابى الحديد و غيرهم ، و از طريق خاصّه نيز هفت روايت ، از صدوق در « أمالى » و غيره ، و تفسير محمّد بن عبّاس بن مروان ، و « امالى » شيخ طوسى ، و محمّد بن حسن صفّار در « بصائر الدّرجات » ، و شيخ مفيد در « امالى » روايت مىكند . « 1 » و دربارهء گفتار دوّم حضرت نيز در « غاية المرام » از طريق عامّه چهار روايت ، از خوارزمى و ابن مغازلى و حمّوئى ، و از طريق خاصّه نوزده روايت از كلينى در « كافى » و مفيد در « اختصاص » و صفّار در « بصائر الدّرجات » و شيخ طوسى در « امالى » روايت مىكند « 2 » .
[ پاسخ آن حضرت به سؤالات ابن كوّا ]
عبد الله بن كوّا يكى از خوارج بود كه در نهروان كشته شد . در وقتى كه جزء اصحاب حضرت شمرده مىشد از حضرت سؤالهاى بىمورد مىنمود تا او را آزار دهد و به تكلّف و زحمت درآورد ، تا شايد لغزشى از او صدور يابد و آن را مستمسك نموده و بر عليه او شايعه پراكنى نمايد .
شيخ طبرسى از أصبغ بن نباته روايت كرده است كه او گفت : من حضور امير المؤمنين عليه السّلام نشسته بودم كه ابن كوّا آمد و گفت : اى امير المؤمنين معناى آيه
وَ لَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِها وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقى وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها /
« 3 » چيست ؟ ( حضرت جواب مكفى دادند ) و پس از آن پرسيد : معناى
وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيماهُمْ
« 4 » چيست ؟ ( حضرت نيز پاسخ كافى دادند ) « 5 » .
هامش
( 1 ) - « غاية المرام » قسمت دوم ، باب سى و پنجم و سى و ششم ، ص 524 تا ص 526 .
( 2 ) - « غاية المرام » قسمت دوم ، باب چهل و سوم و چهل و چهارم ، ص 536 تا ص 539 .
( 3 ) - آيه 189 ، از سورهء 2 : بقره .
( 4 ) - آيه 46 ، از سورهء 7 : اعراف .
( 5 ) - « احتجاج » طبع نجف ، ج 1 ، ص 337 و ص 338 .