تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
كتاب « شفا » تصريح به وحدت عددى ذات حق مىكند . و بعد از او فلاسفهء اسلام كه آمدند تا حدود سنهء يكهزار از هجرت نبويّه ، همگى قائل به وحدت عددى حقّ شدند و باحثين از متكلّمين نيز آنچه در احتجاجات خود آورده‌اند زياده بر وحدت عددى نيست در عين آنكه همهء آنها ادلّه و براهين خود را از قرآن كريم آورده‌اند امّا از اين قرآن غير از وحدت عددى نفهميده‌اند . اين محصّل آن چيزى است كه اهل بحث در اينجا گفته‌اند . و امّا آنچه قرآن كريم دربارهء معناى توحيد مىگويد اوّلين گامى است كه در تعليم معرفت اين حقيقت برداشته شده است ، ليكن اهل تفسير و به طور كلّى تمام كسانى كه با قرآن كريم سر و كار داشته‌اند ، چه از صحابهء رسول خدا ، و چه از تابعين و چه از كسانى كه بعد از آنها آمده‌اند ، همگى اين بحث شريف را دنبال ننموده و مهمل گذارده‌اند . اين كتابهاى جوامع احاديث ، و اين كتابهاى تفسير است كه همگى در مرأى و منظر ماست و در تمام آنها اثرى از اين حقيقت به چشم نمىخورد ، نه با بيانى كه شرح آيات قرآن را دهد و نه با طىّ طريق برهان و استدلال . و نديديم ما كسى را كه بتواند از اين حقيقت ، پرده بردارد مگر آنچه در كلام امام علىّ بن ابي طالب - عليه افضل السّلام - بخصوص ديده شده است . آرى كلام على اين در بسته را گشود و پرده را برداشت و با بهترين و روشن‌ترين راهى و واضح‌ترين طريقى از براهين ، حجاب را از رخ آن برداشت . و عجيب آن است كه : بعد از على ، اين كلام در ميان اهل فلسفه و تفسير و حديث ديده نشده ، تا پس از هزار سال از هجرت در كلام فلاسفه آمد « 1 » و آنها خود گفتند : كه ما اين حقيقت را از على گرفته‌ايم .
هامش
( 1 ) - مراد از فلاسفهء اسلام بعد از هزار سال از هجرت ، ملّا صدراى شيرازى صدر المتألهين و امام المحققين است ، او در كتابهاى خود قائل به وحدت بالصرافه بودن ذات حق شد و اين معنى را به ابلغ وجه به ثبوت رسانيد و كلام شيخ الرئيس ابن سينا را در توحيد عددى بودن ذات حق نفى كرد . صدر المتألهين در حدود سنهء 979 هجريهء قمريه در شيراز متولد شده است .