تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
ظاهرش مىباشد . اختلاف ظاهر و باطن بواسطهء حدّى است كه آنها را از هم جدا مىكند . و چون اين حد را كه در خداوند اعتبارى است نه حقيقى ، برداريم يكى مىشود . به همين جهت است كه او در همهء اشياء موجود است بوجوده ، و ليكن عنوان ولوج و دخول ، به معناى حلول و اتّحاد نيست . دوئيّت در اينجا معنى ندارد ، اينجا توحيد است و بس ، فقط به معناى سعهء وجودى و تحقّق توحيد است ، و او در اشياء نيست به جهت محدوديّت انّيّت و ماهيّت آنها . و اين است مراد از كلام درربار امير المؤمنين عليه السّلام كه جدائى و بينونت او از اشياء ، بينونت صفت است نه بينونت عزلت . بارى اين‌گونه تفسير و تعبير از كيفيّت توحيد ، اختصاص به قرآن كريم و خاتم الأنبياء و المرسلين صلّى الله عليه و آله اجمعين دارد ، در هيچيك از ساير كتب آسمانى و از هيچ پيغمبرى قبل از پيغمبر اسلام نقل نشده است . و اين عظيم‌ترين امرى است كه دلالت بر اشرفيّت قرآن و افضليّت آن حضرت نسبت به ساير كتب و انبياء دارد . گوستاو لوبون فرانسوى در كتاب « تمدّن اسلام و عرب » مىگويد : « توحيدى را كه پيغمبر اسلام : محمّد آورده است ، از توحيد عيسى مسيح عالىتر و برتر است » . امير المؤمنين عليه السّلام حاقّ و حقيقت توحيد را از پيامبر اكرم گرفته است و با قدم ثبات و سير عوالم نامتناهى ، آن را در صقع وجود خود جاى داده است و به اعلى ذروه از اوج مقام انسان كامل رسيده است ، و در اين خطبه‌ها تعابير و تفاسيرى را كه از ذات اقدس احديّت و صفات وى فرموده است ، همگى وجدانيّات و مشاهدات درونى و سرّى اوست و مدركات حضورى و مكاشفات حقّهء حقيقيّه و علوم سرمديّهء اوست كه چون شمس تابان از آن پرده بر مىگيرد و محبوب و معشوق و مولاى خود را به جهانيان معرفى مىكند .