وحدتش كثير است ، زيرا هر موجودى غير از خدا كه واحد باشد تنها و بدون معين و شريك و يار است و طبعا به جهت ضعفش حقير است ، و به واسطهء نداشتن معاضد و معاون از اعتبار ساقط است . امّا وحدت در جانب خداوند ، علوّ ذات اقدس اوست از تركيب ، و معنايش بساطت و اطلاق و گستردگى وجود او و تفرّد او در عظمت و قدرت و حيات است و فناى همهء موجودات و اندكاك جميع كائنات در ذات اقدس اوست . و على هذا وحدت در غير خدا وحدت عددى است و مستلزم تقليل و كممايگى است ، و كمال آن به تكثير و اعتبار زياد است . و در خداوند وحدت ، موجب سعهء وجود و عموميّت و تكثير و پرمايگى است . و بر همين قياس بقيّهء اوصاف او ) .
و هر عزيزى غير از او ذليل است . و هر قويّى غير از او ضعيف است . و هر مالكى غير از او مملوك است . و هر عالمى غير از او متعلّم است كه ياد گرفته و علم را آموخته است . و هر قادرى غير از او آگاهى از اوقات قدرت مىيابد و گاهى عاجز مىشود . و هر شنوائى غير از او صداهاى لطيف و آهسته را نمىشنود و صداهاى خشن و بلند او را كر مىكند و صداهاى نزديك را درمىيابد و صداهاى دور از دست او مىروند . و هر بينائى غير از او از ديدن رنگهاى خفى و پنهان نابيناست و از رؤيت اجسام لطيف و ريز كور است و قدرت بر رؤيت آنها را ندارد ( و خداوند است كه در نزد وى تمام اصوات : قوى و ضعيف ، و كبير و صغير يكسان است و تمام الوان و اجسام از پنهان و آشكارا و خفى و جلى ، و لطيف و غليظ يكسان است ) .
و هر ظاهرى غير از خدا باطن است ، و هر باطنى غير از خدا غير ظاهر است ( زيرا هر موجودى وجودش به عنايت و بخشش خداوند است . پس در ذات و ماهيّت خودش مخفى است و باطن است . امّا وجود حق تعالى در عين ظهورش كه همهء عوالم را گرفته ، پنهان است و در عين بطون و پنهانيش ظاهر و آشكار است : يا باطنا فى ظهوره ، و يا ظاهرا فى بطونه ) .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 350
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٥٠