است ، دورى گزين .
7 - و مصاحب و همنشين شو با كسى كه به او وثوق دارى به واسطهء محبّت و دوستيى كه با سيّد و سالار و خداى او دارى ، و آن كس به واسطهء كرامات نازله از جانب مولاى خود محفوف است و اطراف و جوانبش را كرامتهاى خدائى فرا گرفته است و غرق نعمتهاى اوست .
8 - اوست آن كسى كه روز را به شب مىآورد ، در حالى كه در روى زمين منتشر است و دليل هدايت است ، و در آسمان به نيكوئى حال و خوبى رفتار و مقام معروف و مشهور است » .
ذعلب چون اين توصيف را از امير المؤمنين عليه السّلام شنيد بيهوشانه بر روى زمين افتاد و چون افاقه پيدا كرد گفت : من هيچگاه مانند اين كلام را نشنيدهام و من ديگر بر نظير اين جريان عود نمىكنم .
در اينجا مرحوم صدوق : أبو جعفر محمّد بن علىّ بن حسين بن بابويه قمى مىگويد : مصنّف اين كتاب مىگويد : در اين خبر عبارات و الفاظى به كار رفته است كه حضرت امام رضا عليه السّلام در خطبهء خود آوردهاند و اين مطلب گفتار ما را دربارهء ائمه عليهم السّلام كه علم هر يك از آنان از پدرش مىباشد تا متصل به پيغمبر اكرم شود تصديق مىنمايد و صحّه مىنهد « 1 » .
هامش
( 1 ) - « توحيد صدوق » ص 308 و ص 309 ، حديث دوم از باب 43 . و كلينى در « اصول كافى » در باب جوامع توحيد ، از طبع حيدرى ، ج 1 ، ص 138 و ص 139 حديث 4 ، از محمد بن ابي عبد الله مرفوعا از حضرت صادق عليه السّلام از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در ضمن خطبهء آن حضرت ، سؤال ذعلب را روايت كرده است . و نيز سيد رضى ( ره ) در « نهج البلاغه » خطبهء 184 و از شرح و تعليقهء محمّد عبده طبع مصر از ص 354 تا ص 361 با اضافاتى ذكر كرده است . و « توحيد صدوق » ص 34 تا ص 41 و « عيون اخبار الرضا » طبع انتشارات جهان ، از ص 150 تا ص 153 از جلد اول نيز با اضافاتى در عبارات از حضرت امام رضا عليه السّلام روايت نموده است . در « عيون » و در « توحيد » از محمد بن حسن بن احمد بن وليد ، از محمد بن عمرو كاتب ، از محمد بن زياد قلزمى ، از محمد بن أبى زياد جدى ، از محمد بن يحيى بن عمر بن على بن ابي طالب كه او