افتراق قهرى و جدائى اضطرارى ، دلالت دارند بر خداوند جدا سازنده و تفريق دهندهء خودشان كه بدون اراده و خواستشان اين افتراق حاصل شد . و آن موجودات دشمن و معاند ، به سبب آشنائى و دوستى و الفتشان دلالت دارند بر خداوند تأليف دهنده و بهم رساننده و مهر و و داد برقرار كننده كه بدون اراده و طلبشان اين نزديكى و الفت پيدا شد . و اين است معناى گفتار خداوند عزّ و جلّ : « و از هر چيزى ما جفت آفريديم ، به اميد آنكه شما به ذكر خدا متذكّر شويد ( و بدانيد كه اين عالم با گستردگى خود كه از نر و ماده و ذكر و انثى خلق شده است در تحت عنايت خداوند است ) « 1 » .
و پروردگار من به واسطهء اين موجودات متباينه و متدانيه و اين ازواج ، در ميان آنها كه زودتر آمدند و قبلا پديدار شدند و ميان آنها كه ديرتر آمدند و بعدا نمودار شدند ، جدائى انداخت تا دانسته شود كه خداوند قبلى و بعدى ندارد و موجودى قبل از او نبوده است و أيضا موجودى بعد از او نخواهد بود . و اين موجودات متعاديه و متألّفه كه داراى غرائز و صفات ذاتى هستند ، به واسطهء همين
هامش
( 1 ) - در سابق الايام چنين مىپنداشتند كه ذكوريت و اناثيت اختصاص به انسان و حيوان دارد ، بعدا به اثبات رسيد كه درختان و گياهان هم داراى اين اختلاف هستند و بعضى از آنها نر و بعضى مادهاند ، و أرسلنا الرياح لواقح هم تصريح بر اين معنى است . اما در جمادات و احجار ابدا معناى توالد و تناسل و عنوان نر و مادگى مطرح نبود ، و آيه كريمهء قرآن : و من كلّ شىء خلقنا زوجين لعلّكم تذكّرون اثبات كرد كه خداوند از هر چيزى جفت و نر و ماده آفريده است ، و امروزه در علم فيزيك به اثبات رسيده است كه تمام اجسام و ذرات آنها حامل يكى از دو قوه مختلف هستند : يا الكتريسيتهء مثبت دارند و يا منفى . و اين دو نوع چنانچه از يك جنس در يك جا جمع شوند مانند دو آونگى كه هر دو بار مثبت و يا هر دو بار منفى داشته باشند يكديگر را مىرانند و دفع مىكنند ، و چنانچه از دو جنس باشند مانند آونگى كه بار مثبت داشته باشد با آونگى كه بار منفى داشته باشد يكديگر را مىربايند و جذب مىكنند . اين فرمايش معجزآساى امير المؤمنين عليه السّلام كه مؤلف بين متعادياتها ، مفرّق بين متدانياتها و سپس استشهاد به آيهوَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ، خوب محل و موقع خود را نشان مىدهد .