تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
است از آن مراقبت و پاسدارى مىنمايد . و نظر مىكند به آنچه مخالف امر خداست و از آن كسانى كه مخالف ولاى او هستند ، از آنها دورى مىگزيند اگرچه آن شخص مخالف از نزديكان و اقربا و دوستان وى باشد » . آن مرد پرسنده گفت : راست گفتى قسم به خدا اى امير المؤمنين . و سپس غائب شد . أصبغ بن نباته راوى اين روايت مىگويد : مردم هر چه در جستجوى وى برآمدند او را نيافتند . أمير المؤمنين عليه السّلام از فراز منبر تبسّمى نمود و گفت : دنبال كه مىگرديد ؟ اين مرد ، برادر من خضر عليه السّلام بود « 1 » .

[ سخنرانى حسنين ( ع ) و روايت باب علم بودن على ( ع ) ]

در اين حال امير المؤمنين عليه السّلام باز گفت : سلونى قبل أن تفقدونى « بپرسيد از من قبل از آنكه مرا از دست بدهيد » . هيچكس برنخاست و سؤالى ننمود . حضرت حمد و ثناى خداى را بجاى آورد و بر پيامبرش صلّى اللّه عليه و آله درود فرستاد ، و سپس به امام حسن عليه السّلام گفت : يا حسن قم فاصعد المنبر فتكلّم بكلام لا تجهلك قريش من بعدى فيقولون : إنّ الحسن بن علىّ لا يحسن شيئا « اى حسن بر پا خيز و بر منبر بالا برو و به گفتارى زبان بگشا تا قريش پس از من نسبت به منزلت تو جاهل نباشند و نگويند : حسن بن على چيزى نمىداند » .
هامش
( 1 ) - اين روايت را فقط تا اينجا كه حضرت فرمود : اين برادرم خضر عليه السّلام بود ، شيخ طبرسى در « احتجاج » از طبع نجف ، ج 1 ، ص 384 و ص 385 بدون ذكر سند از اصبغ بن نباته روايت كرده است و در آن سؤال اشعث بن قيس نيست ، ولى سؤال ذعلب به عنوان فقام اليه رجل فقال : يا أمير المؤمنين ، هل رأيت ربّك ؟ موجود است ، و ليكن متن جواب را ذكر نمىكند و مىگويد : حضرت جواب او را به آنچه ما سابقا از آن حضرت ذكر كرديم دادند . و اين اشاره است به آنچه در ص 312 ذكر مىكند كه : اهل سير روايت كرده‌اند كه مردى نزد امير المؤمنين عليه السّلام آمد و گفت : خبرّنى عن الله أ رأيته حين عبدته ؟ امير المؤمنين عليه السّلام به او گفت : لم أك بالّذى أعبد من لم اره . آن مرد گفت : كيف رأيته يا أمير المؤمنين ؟ حضرت به او گفت : ويلك ، لم تره العيون بمشاهدة العيان و لكن رأته العقول بحقايق الايمان ، معروف بالدلالات ، منعوت بالعلامات ، لا يقاس بالناس ، و لا يدرك بالحواس . آن مرد مراجعت كرد و با خود مىگفت : الله أعلم حيث يجعل رسالته « خداوند داناتر است كه در كجا رسالت خود را قرار دهد » .