باشيد كه اين دو تن ، دو جوجهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله هستند و امانت آن حضرت مىباشند كه در نزد من به عنوان وديعت نهاده است و من اين امانت را در نزد شما وديعه
هامش
اولين حديث از باب 43 . و اين روايت را بتمامه نيز صدوق در « أمالى » ص 205 تا ص 208 با سه سند از احمد بن حسن قطان ، و از على بن احمد بن موسى دقّاق و از محمد بن احمد سنانى ، هر سه نفر از ابو العباس احمد بن يحيى بن زكريا قطان از محمد بن عباس ، از محمد بن أبى السرى ، از احمد بن عبد الله بن يونس ، از سعد بن طريف كنانى ، از اصبغ بن نباته روايت كرده است ( مجلس پنجاه و پنجم ، روز جمعه چهارم ربيع الآخر از سنهء سيصد و شصت و هشت ) ، و ذيل آن را كه راجع به حسنين عليهما السّلام است و منبر رفتن آنها را به شرح مرقوم آورده است ، سيد هاشم بحرانى در « غاية المرام » قسمت دوم ص 521 حديث اول از خاصه ، از ابن بابويه در « امالى » با همين سه سند روايت نموده و چون در باب حديث أنا مدينة العلم و علىّ بابها است آن را تقطيع نموده است ، و ليكن در ص 524 و ص 525 كه در حديث سلونى است آن را بتمامه در حديث اول از خاصّه روايت مىكند .
أقول : آنچه به نظر حقير مىرسد آن است كه صدر اين روايت كه دربارهء خطبهء امير المؤمنين عليه السّلام است با ذيل آن كه آن حضرت حسنين عليهما السّلام را امر به منبر مىكند ، دو روايت است و يكى از روات اشتباها آن دو را تلفيق كرده و به صورت روايت واحدى درآورده است . شاهد بر اين گفتار آن است كه : صدر روايت صريح است بر آنكه حضرت اين خطبه را در وقت جلوس به خلافت و بيعت مردم خواندهاند ، و در آن وقت كه سنهء سى و پنجم هجرى بوده است امام حسن عليه السّلام سى و سه ساله و امام حسين عليه السّلام سى و دو ساله بودهاند . و عبارت ذيل روايت كه حضرت به آنها گفتند : شما سخن بگوئيد تا قريش بعد از من نسبت به شما جاهل نباشند ، مناسب نيست ، زيرا در مدت سى و اندى سال قريش آنان را آن طور كه بايد شناخته بودند . ثانيا عبارت حضرت به امام حسن كه من خودم را پنهان مىكنم تا تو مرا نبينى و من تو را ببينم و صدايت را بشنوم مناسب با مرد بزرگ نيست و مناسب براى طفلى است كه پدر بدين قسم او را ترغيب به خطبه مىكند ثالثا دو خطبهء كوتاه حسنين عليهما السّلام كه هر يك فقط شامل يك روايت كوتاه از رسول خداست شاهد اين معنى است . رابعا در روايت دارد كه حضرت امام حسن عليه السّلام را حمله و ضمّه الى صدره ، چون امام حسن از منبر به زير آمد حضرت او را برداشت و به سينهء خود چسبانيد ، و اين صريح است در اينكه اين عمل را با طفلى انجام داده است . و على هذا بايد گفت : ذيل روايت ، خطبه امير المؤمنين عليه السّلام را بعد از رحلت رسول خدا و انتقال امامت به او بيان مىكند كه حسنين عليهما السّلام در آن وقت هشت ساله و هفت ساله بودهاند و امير المؤمنين عليه السّلام در آن