تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
كرد به نزد امّ سلمه آمد و آن نوشته را طلبيد و آن را گشود و در آن نظر كرد و گفت : هذا علم الأبد « در اين علم ابد است » . حضرت صادق عليه السّلام گفتند : يمصّون الثّماد و يدعون النّهر العظيم « اين مردم آب نزيزى « 1 » را كه از زمين نشت مىكند مانند آب كم و قليلى كه در زمستانها در بيابانها مختصرا روى زمين پيدا مىشود و در تابستان مىخشكد ، مىمكند و از نهر عظيم دست بر مىدارند و آن را رها مىنمايند » . از معناى اين جمله چون از آن حضرت سؤال كردند فرمود : علم النّبيّين بأسره أوحاه الله إلى محمّد ، فجعل محمّد ذلك كلّه عند علىّ ، و كان عليه السّلام يدّعى فى العلم دعوى ما سمع قطّ من أحد « مجموعهء علم پيغمبران را خداوند به محمّد وحى فرستاد و محمّد آن علم را بتمامى در نزد على قرار داد . و على عليه السّلام دربارهء علم خود مطلبى را ادّعا مىكرد كه از هيچكس اين دعوى شنيده نشده است » . و حنش كنانى روايت كرده است كه : إنّه سمع عليّا يقول : و الله لقد علمت بتبليغ الرّسالات و تصديق العدات و تمام الكلمات « او شنيد كه على عليه السّلام مىگويد : سوگند به خدا كه من به تبليغ رسالات پروردگارم ، و تصديق وعده‌هاى خدايم ، و تمام كلمات معبودم رسيدم و آنها را ادراك كردم » .

[ گزارش آن حضرت از علم خود ]

و گفتار على عليه السّلام : إنّ بين جنبىّ لعلما جمّا لو أصبت له حملة « تحقيقا در ميان دو پهلوى من ، علم بسيار و انباشته‌اى است ، كه اى كاش من مىيافتم كسانى را كه بتوانند آن را حمل كنند » بر آن شاهد است . و نيز گفتارش كه : لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا « اگر پرده و حجاب برداشته شود بر يقين من چيزى افزوده نمىگردد » شاهد ديگرى است .
هامش
( 1 ) - در « اقرب الموارد » آورده است : نزّ الأرض نزّا و نزيزا از باب ضرب : تحلّب منها النّزّ ( يعنى از زمين آب روان شد ) . و فى « المصباح » : نزّت الأرض نزّا من باب ضرب : كثر نزّها . و النّزّ - بالفتح و الكسر و هو اجود - : ما يتحلّب من الماء ، فارسىّ معرّب . و فى « المصباح » : تسمية بالمصدر ، و منهم من يكسر النون و يجعله اسما و هو النّدى السائل .