تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
بدون كم و بيش همانطور كه بود تسلّط پيدا نموده و آنها را در خود جمع كرد و در خود اندوخت و نگهدارى نمود » . أبان بن تغلب و حسين بن معاويه و سليمان جعفرى ، و اسماعيل بن عبد الله بن جعفر همگى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده‌اند كه او گفت : چون وفات رسول الله صلّى اللّه عليه و آله نزديك شد و حالت احتضارش بود ، على عليه السّلام بر آن حضرت وارد شد . رسول خدا سر على را با خود به زير ملحفه داخل كردند و گفتند : يا علىّ ، إذا أنا متّ فغسّلنى و كفّنّى ، ثمّ أقعدنى و سايلنى و أكتب « اى على ، چون من مردم ، مرا غسل بده و كفن كن و سپس مرا بنشان و با من گفتگو كن و بنويس » . و در « تهذيب الأحكام » با اين عبارت است كه : فخذ بمجامع كفنى و أجلسنى ثمّ اسألنى عمّا شئت ، فو الله لا تسألنى عن شىء إلّا أجبتك فيه « در آن حال ، اطراف كفن مرا بگير و مرا بنشان ، و پس از آن از هر چه مىخواهى از من بپرس ، زيرا كه سوگند به خدا تو از هيچ چيز از من نمىپرسى مگر آنكه من پاسخت را در آن چيز مىدهم » .

[ احوالات ناشى اكبر ، شاعر شيعى مذهب ]

و در روايت أبو عوانه با اسنادش آمده است كه : قال علىّ : ففعلت فأنبأنى بما هو كائن إلى يوم القيامة « 1 » « على عليه السّلام گفت : من همين كار را كردم و رسول خدا از تمام
هامش
( 1 ) - از اينجاست كه ناشى اكبر شاعر شيعى اهل بيت در اشعارش ، منزلت علم امير المؤمنين عليه السّلام را طورى توصيف كرده است كه مردم تاب تحمل آن را نداشتند و از آن مىترسيدند . آنجا كه مىگويد :بآل محمد عرف الصواب * و فى ابياتهم نزل الكتاب و هم حجج الإله على البرايا * بهم و بجدّهم لا يستراب طعام سيوفهم مهج الاعادى * و فيض دم الرّقاب لها شراب و لا سيّما أبا حسن عليّا * له فى العلم مرتبة تهاب إذا نادت صوارمه نفوسا * فليس لها سوى نعم جواب و بين سنانه و الدّرع صلح * و بين البيض و البيض اصطحاب هو النّبأ العظيم و فلك نوح * و باب الله و انقطع الخطاب« راه راست به آل محمّد شناخته شد و در خانه‌هاى آنها قرآن فرود آمد . و آنها هستند كه