تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
نظيرى در علم ندارد صحيح است كه او أولى در امر امامت باشد . ابن حمّاد گويد :
قلت سلونى قبل فقدى إنّ لى * علما و ما فيكم له مستودع
1
و كذاك لو ثنى الوساد حكمت * بالكتب الّتى فيها الشّرائع تشرع
2 1 - « اى على ، تو گفتى : سلونى ، از من بپرسيد قبل از مردنم ، زيرا من علمى را دارم كه در نزد هيچيك از شما به وديعت سپرده نشده است . 2 - و همچنين تو گفتى : اگر بالش حكومت را براى من خم كنند من حكم مىكنم به كتابهائى كه در آن شريعت‌هاى سابقه احكامى را آورده است » . عونى گويد :
و كم علوم مقفلات فى الورى * قد فتح الله به أقفالها 1 حرّم بعد المصطفى حرامها * كمّا أحلّ بينهم حلالها 2 و كم به حمد الله من قضيّة * مشكلة حلّ بهم إشكالها 3 حتّى أقرّت أنفس القوم بأن * لو لا الوصىّ ارتكبت ضلالها
4 1 - « و چه بسيار از علومى در ميان مردم كه بر روى آنها قفل زده شده بود ، كه خداوند به وجود على قفلهايش را گشود . 2 - على پس از مصطفى ، آنچه در شريعت او حرام بود حرام كرد همانطور كه آنچه در ميان ايشان حلال بود حلال نمود . 3 - و به حمد الله تعالى چه بسيار از قضاياى مشكله‌اى پيش آمد نمود و على عليه السّلام براى آنها اشكال آنها را رفع كرد . 4 - تا به جائى كه خود نفوس آن قوم معاند و غاصب اقرار كردند كه اگر على وصى نبود ، آنها مرتكب امر ضلال مىگرديدند » .

[ اشعار شعراء راجع به : سلونى ]

و نيز از عونى است :
و من ركب الأعواد يخطب فى الورى * و قال : سلونى قبل فقدى لافهما
« على آن كسى است كه بر روى چوبهاى منبر بالا رفت و در ميان مردمان خطبه خواند و گفت : پيش از مردنم از من بپرسيد تا معلوم گردانم » .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 323 | السيد محمد حسين الطهراني