تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
3 - اگر به شخص زنده بگويد : بمير ، از وحشت و دهشت زنده نمىماند . و اگر به مرده بگويد : زندگى كن ، از ترس نمىميرد . 4 - يا اگر به شب بگويد : صبح باش ، صبح مىباشد . و اگر به خورشيد در وقت شب بگويد : طلوع كن ، غائب نمىشود . 5 - يا اگر دست خود را به سوى دنيا دراز كند تا آن را زير و زبر كند ، بدون تحمّل رنج و سختى براى او آسان مىشود . 6 - آن مرد ، امامى است كه جبرائيل خادم اوست . اگر امر مهمّى رخ دهد ، جبرائيل از او نيابت مىكند و او نيابت نمىكند . 7 - و عزرائيل مطيع و منقاد فرمان اوست ، پس هر وقت به او بگويد : اين را بميران ، مىميراند ، يا او را به من ببخش ، مىبخشد . 8 - رضوان ( فرشتهء خازن بهشت ) پسنديده است و راضى شده است كه او مولى و صاحب اختيار وى باشد . و مالك ( فرشتهء پاسدار دوزخ ) مملوك اوست ، و اين دو فرشته در هر امرى كه روى آورد مطيع و فرمانبردار او هستند » .

تقدّم امير المؤمنين عليه السّلام در علم هندسه و رياضى

و از جملهء علوم ، علم هندسه و محاسبات رياضى است ، كه از اينجا مهندسين برخاسته‌اند . و امير المؤمنين عليه السّلام اعلم آنهاست . در اينجا ابن شهرآشوب داستان دو نفر مردى كه در زمان عمر نشسته بودند و از جلوى آنها غلامى را كه به غلّ و زنجير بسته بودند عبور دادند و يكى از آنها مىگويد : اگر وزن اين غل ، فلان مقدار نباشد زن من مطلّقه باشد . و ديگرى بر خلاف مقدارى كه اوّلى ذكر كرده بود سوگندى به همان منوال مىخورد . و مطلب را به نزد عمر بردند و عمر گفت : اين دو مرد از زنان خود دورى كنند ، و امير المؤمنين عليه السّلام كيفيّت توزين آن غل و قيد را مشخّص نمود ، بيان مىكند . و پس از آن داستان مردى كه قسم خورده بود فيل را وزن كند ، و طريق توزين آن را توسط حضرت بيان مىكند كه موجب تعجّب