تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
من الأسد ( المطالع - خ ل ) ؟ و السّاعات من الحركات ( المحرّكات - خ ل ) ؟ و كم بين السّرارى و الذّرارى ؟ « اى دهقانى كه از جريان حوادث و وقايع خبر مىدهى و از قضا و قدر مىترسانى ، بگو ببينم ديشب ستارگانى كه در برج ميزان بودند و يا ستارگانى كه در آنجا پيوسته هستند كدام دسته از ستارگان بودند ؟ و ستارگانى كه در برج سرطان بودند و يا در آنجا پيوسته هستند در كدام برج قرار داشتند ؟ و ستارگانى كه از برج أسد طلوع كرده‌اند چند عدد مىباشند ؟ و چند ساعت از زمان طلوع ساير ستارگان سيّارات مىگذرد ؟ و چقدر فاصلهء بين طلوع ستارگان كم نور و پنهان ، و ستارگان درشت و روشن وجود دارد » ؟ دهقان گفت : بايد نظر به اصطرلاب ( اصطلّاب - خ ل ) كنم . ( و در « احتجاج » است كه دست خود را به سوى آستينش برد و اسطرلابى را از آنجا بيرون آورد كه در آن نگاه كند ) . امير المؤمنين عليه السّلام تبسّمى نمود و به او گفت : ويلك يا دهقان ، أنت مسيّر الثّابتات ؟ أم كيف تقضى على الجاريات ؟ و أين ساعات الأسد من المطالع ؟ و ما الزّهرة من التّوابع « 1 » و الجوامع ؟ و ما دور السّرارى المحرّكات ؟ و كم قدر شعاع المنيرات ؟ و كم التّحصيل بالغدوات ؟ « اى واى بر تو اى دهقان ، تو هستى كه ستارگان ثوابت را گردش مىدهى ؟ بلكه چگونه تو بر ستارگان سيّارات حكم مىدهى ؟ و ساعات طلوع ستارگان برج أسد در ميان طلوع ساير ستارگان كدام است ؟ و نسبت ستارهء
هامش
( 1 ) - مرحوم سيّد هبّه الدين شهرستانى در كتاب « الهيئة و الاسلام » ، طبع دار الثقافة ، ص 353 ، از كتاب « فرج المهموم » سيّد ابن طاوس و « بحار » با سندهاى بسيارى از امير المؤمنين عليه السّلام روايت نموده كه به منجم فارسى : سر سفيل از راه امتحان و تعجيز او گفتند : اخبرنى عن طول الاسد و تباعده عن المطالع و المراجع و ما الزهرة من التوابع و الجوامع « به من خبر بده از طول اسد كه چقدر از مطالع و مراجع فاصله دارد ، و نسبت زهره با توابع و جوامع چيست » . آنگاه شهرستانى در شرح فقرهء اخير گويد : در ميان متأخرين مشهور است كه به اقمار ، توابع مىگويند از جهت آنكه آنها در سيرشان تابع كرات سيّارات هستند و نيز از جهت پيدايششان بنابر قولى كه در اين باب دارند ، همانطور كه سيّارات تابع خورشيد هستند . و آنها به خورشيدها جوامع مىگويند از