تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
استعداد باشد . خداوند در آنجا تجلّى كرد و ظهور نمود ، پس آنها درخشيدند و روشن شدند ، و آنها را با طلعت خود نگريست ، پس آنها متلألئ شدند و جلوه نمودند . و در هويّت و ماهيّت آنها مثال و نمونه‌اى از خود را انداخت ، بنابر اين افعال خود را از آنها ظاهر نمود . و انسان را صاحب نفس ناطقه آفريد كه اگر آن نفس را با علم رشد و نما دهد ، آن نفس ناطقه با جوهرهاى علل اوليّهء خود مشابهت پيدا مىكند . و اگر مزاجش را معتدل نمايد و از صفات و افعال مضادّهء با نفس خود دورى گزيند ، تحقيقا با هفت آسمان مستحكم و متقن در فعل و صفت و عمل مشاركت خواهد نمود » . أبو على سينا گويد : لم يكن شجاعا فيلسوفا قطّ إلّا علىّ عليه السّلام « هيچگاه مرد شجاع و فيلسوفى نيامده است مگر علىّ بن أبي طالب عليه السّلام » . سيّد شريف رضى گويد : من سمع كلامه لا يشكّ أنّه كلام من قبع فى كسر بيت أو انقطع فى سفح جبل لا يسمع إلّا حسّه ، و لا يرى إلّا نفسه ، و لا يكاد يوقن بأنّه كلام من يتغمّس فى الحرب ، مصلتا سيفه فيقطّ الرّقاب و يجدّل الأبطال ، و يعود به ينطف دما ، و يقطر مهجا ، و هو مع ذلك زاهد الزّهّاد ، و بدل الأبدال . و هذه من فضائله العجيبة و خصائصه الّتى جمع بها بين الأضداد « 1 » « كسى كه گفتار على را بشنود شك نمىآورد كه آن گفتار ، كلام كسى است كه در گوشهء خيمه‌اى سر به گريبان فكرت فرو برده
هامش
( 1 ) - اين كلمات را سيّد رضى رحمة الله عليه در مقدّمهء شرح « نهج البلاغه » با مطالب نفيس ديگرى ذكر كرده است . مولى فتح الله كاشى شارح « نهج البلاغه » به فارسى در شرح عبارات فوق از سيد رضى گويد : مؤيد قول مذكول است آنكه حضرت در ليلة الهرير در صفّين هزار ركعت نماز گزارد و پانصد و بيست و سه منافق به دوزخ فرستاد ذخرا ليوم المعاد . و علوّ مرتبت آن اعلى مرتبت بر وجهى است كه عقل دوربين به گرد سرادق رفعت او را نتواند برد . نظم :علوّ اوست به جائى كه اختر از پروين * فشانده در قدمش جمله لولوئى منثور زهى به علم ازل فى البديهه حل كرده * نكات دفتر تورات و مشكلات زبور كجا شوند به صد قرن ديگران چون او * ستاره ماه جهانتاب كى شود به مرور( ص 18 ، از شرح مزبور )