ياد آرد ، آرزوها را به خاك فراموشى مىسپارد » . من قعد به العقل قام به الجهل « كسى كه در كانون وجود وى عقل از حكمرانى فرو ماند و نشست كند ، جهل در وجود او قيام مىكند و حكمفرما مىشود » . يا أهل الغرور ما أبهجكم بدار خيرها زهيد ، و شرّها عتيد ، و نعيمها مسلوب ، و عزيزها منكوب ، و مسالمها محروم ، و مالكها مملوك ، و تراثها متروك « اى مردم فريفتهء به دنيا ، چه موجب شده است كه سرور و بهجت پيدا نمودهايد به خانهاى كه خيرش بىارزش و قيمت است ، و شرّش حاضر و آماده و مهيّاست ، و نعمت آن جدا شده ، و عزيز آن ذليل و خوار و زبون گشته ، و كسى كه با آن مسالمت كند و از در مصالحه درآيد محروم مىگردد ، و كسى كه مالك آن شود خودش مملوك ديگرى است ، و آنچه از آن به عنوان غنيمت و بهره و بازيافتى و ميراث ارزشهايش به كسى برسد متروك مىشود و خواهى نخواهى دل از آن شسته و آن را مهجور در زاويهء افول و خمول مىنهد » .
و عبد الواحد آمدى كتابى در غرر كلمات آن حضرت تصنيف نموده است « 1 » .
هامش
( 1 ) - « غرر الحكم و درر الكلم » تأليف عالم جليل عبد الواحد بن محمّد تميمى آمدى است كه به « غرر و درر » آمدى معروف است كه يازده هزار و پنجاه كلمه از كلمات قصار امير المؤمنين عليه السّلام را جمع نموده است و محقق بارع جمال الدّين محمّد خوانسارى بر آن شرحى نوشته است و با مقدمه و تصحيح و تعليقهء مير جلال الدين حسينى ارموى در 6 مجلد در سنهء 1383 هجرى قمرى طبع شده است . و از جمله كتب كلام قصار حضرت كتابى است كه عالم ربّانى كمال الدين ميثم بن علىّ بن ميثم بحرانى شرحى بر يكصد كلمه از كلمات حضرت نوشته است و آن را هم مير جلال الدين حسينى ارموى در سنهء 1390 هجرى قمرى طبع نموده است با دو شرح ديگر از اين صد كلمه : اوّل از عبد الوهاب ، دوّم از رشيد و طواط . اين سه شرح در يك مجموعه جمعآورى شده است . و از جمله كلمات قصار حضرت حكمى است كه سيّد رضى ( ره ) در « نهج البلاغه » آورده و در دنبال خطب و كتب آن حضرت ذكر كرده است . اين كلمات حكمتآميز مجموعا چهار صد و هشتاد عدد است بنابر آنچه در « نهج البلاغه » طبع مصر با تعليقهء عبده آمده است . و ابن ابى الحديد در پايان « شرح نهج البلاغه » نهصد و نود و هشت كلمهء كوتاه از كلمات منسوب به امير المؤمنين عليه السّلام را ذكر مىكند . و شيخ سليمان قندوزى حنفى در باب فضائل