تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
اين جريان را براى حضرت نقل كرد و حضرت ، علم نحو را تأسيس كرد . و بر هر تقدير ، امير المؤمنين عليه السّلام اصول علم نحو را در نامه‌اى نوشتند و به أبو الأسود دادند و به او گفتند : ما أحسن هذا النّحو ! احش له بالمسائل . فسمّى نحوا « 1 »
هامش
( 1 ) - مستشار عبد الحليم جندى در كتاب ارزشمند « الامام جعفر الصادق » در تعليقهء ص 29 گويد : انبارى در « تاريخ الادباء » روايت كرده است كه : سبب و علّت وضع امير المؤمنين على كرم الله وجهه علم نحو را آن است كه : ابو الاسود دئلى روايت كرده است آنجا كه گويد : من بر امير المؤمنين على وارد شدم و يافتم كه در دست او نوشته و رقعه‌اى است . عرض كردم : يا امير المؤمنين ! اين چيست ؟ فرمود : من در كلام عرب تأمل نمودم و يافتم آن را كه به سبب مخالطهء با اين سرخ پوستان ( يعنى عجمها ) خراب و فاسد شده است ، فلهذا اراده كردم چيزى را وضع كنم تا بدان رجوع كنند . و سپس آن نوشته را به سوى من انداخت و در آن نوشته بود : الكلام كلّه اسم و فعل و حرف . فالاسم ما أنبأ عن المسمّى ، و الفعل ما أنبىء به ، و الحرف ما أفاد معنى « تمام كلام يا اسم است و يا فعل است و يا حرف اسم آن است كه از مسمّى خبر دهد و فعل آن است كه بواسطهء آن خبر داده مىشود و حرف آن است كه افادهء معنائى را مىكند » . آنگاه حضرت به من گفت : انح هذا النحو « طبق اين‌گونه ، تو عمل كن » و اضف اليه ما وقع عليك « و اضافه كن به آن آنچه را به خاطرت مىرسد » . و اعلم يا ابا الأسود ، إنّ الأسماء ثلاثة - ظاهر و مضمر و اسم لا ظاهر و لا مضمر و انما يتفاضل الناس يا ابا الاسود فيما ليس به ظاهر و لا مضمر ( أراد بذلك الاسم المبهم ) « و بدان اى ابو الاسود كه اسماء بر سه گونه‌اند : يا اسم ظاهر و يا ضمير و يا اسمى كه نه ظاهرند و نه ضمير ( مقصود حضرت اسم مبهم بوده است ) . و درجات فضل و برترى مردم بر يكديگر در شناختن اسمائى است كه نه ظاهر است و نه ضمير . ابو الاسود مىگويد : من باب عطف و نعت را وضع كردم و پس از آن دو باب تعجب و استفهام را وضع كردم تا رسيدم به باب إن و أخواتها آنها را نيز نوشتم بدون لكنّ . چون آن را به امير المؤمنين عليه السّلام عرضه داشتم ، به من امر فرمود : تا لكن را بدانها ضميمه كنم . و به همين طريق هر باب از ابواب نحو را كه مىنوشتم به آن حضرت عرضه مىداشتم تا به جائى رسيد كه به مقدار كفايت حاصل شد ، حضرت فرمود : ما أحسن هذا النحو « چقدر اين نحو خوب است » الّذى نحوت « اين گونه‌اى كه عمل كردى » فلهذا سمّى النّحو « و بدين سبب علم نحو ، علم نحو ناميده شد » و انسان بايد بداند كه اين فتح عظيم در علم بواسطهء اهتمامات او بود در حالى كه وى امير المؤمنين بود و روزى نبود كه از معركهء جنگ و يا تهيّهء مقدّمات جنگ فارغ باشد . ابو الأسود نيز واضع علامتهاى اعراب در مصحف است كه در اواخر كلمات با رنگى مخالف رنگ مدادى