داشتند و بواسطهء شدّت غيظ يا خوف از تكلّم فرو نماند .
2 - على است كه دين خدا را روزى داد و حقّ حيات و زندگى آن را وفا كرد ، و اگر او نبود ، به قدر يك دهم درهم هم سهميّهاى براى دين خدا نمىماند » .
تقدّم امير المؤمنين عليه السّلام در علم نحو و ادبيّت
و از جملهء علوم ، علم نحو است كه در اين موضوع علمائى برخاستهاند و على عليه السّلام مؤسّس و واضع علم نحو است . چون علماء نحو ، اين علم را از خليل بن أحمد بن عيسى بن عمرو ثقفى ، از عبد الله بن إسحاق حضرمى ، از ابو عمرو بن علاء ، از ميمون أفرن ، از عنبسة الفيل ، از أبو الأسود دؤلى ، از أمير المؤمنين عليه السّلام روايت كردهاند .
و علّت تأسيس علم نحو به واسطهء آن حضرت اين بود كه قريش با أنباط « 1 » ازدواج مىكردند و از ميان آنها اولادى به ظهور مىرسيد ، و بدين جهت زبان آنها خراب شد تا به جائى كه دختر خويلد أسدى شوهر كرد با مردى كه از أنباط بود و او گفت : إنّ أبوىّ مات و ترك علىّ مال كثير . مىخواست بگويد : پدر و مادرم مردهاند و براى من مال بسيارى باقى گذاردهاند ( كه البتّه اين تركيب بندى غلط است و بايد بگويد : إنّ أبوىّ ماتا و تركا لى ما لا كثيرا ) . چون حضرت فساد زبان آن دختر را دانست ، علم نحو را تأسيس فرمود .
و نيز در روايت است كه يك اعرابى از يك بازارى شنيد كه مىخواند : إنّ الله
هامش
( 1 ) - أنباط جمع نبط ، مردمى بودند كه بين عراق و شام سكونت داشتند و براى خريد و فروش متاعهاى خود از قبيل درمك و زيت ( آرد سفيد گندم و روغن زيتون ) در جاهليت و در اسلام به مدينه مسافرت مىكردند . مجلسى در « بحار الانوار » طبع كمپانى ، ج 6 ، ص 624 از « تفسير على بن ابراهيم » به جاى درمك ، درثوك ثبت كرده است و از جوهرى نقل كرده است كه درثوك نوعى از پارچههائى است كه مانند پارچههاى بافته شده از كرك شتر داراى ريشههاى مخملى شكل از خود آن پارچه است .