قبل از رجوع به آنها آب بخورى و در اين زمين بار خود را بيفكنى ، جرمى كردهاى يا كار خوبى نمودهاى ؟ فرستادن تو عينا مانند فرستادن شخص رائد و جستجو كنندهء آب و گياه در بيابان است كه اگر به آب برسد بايد فورا خودش آب بنوشد و جان خود را خلاص كند و سپس براى آن قوم خبر آب و گياه را ببرد و ايشان را هدايت به اين سرزمين نمايد . ( حضرت فرمود : دستت را پيش بياور و بيعت كن ) . كليب مىگويد : قسم به خداوند كه در برابر حجّت على ، قدرت بر امتناع از بيعت را نداشتم و با او بيعت كردم « 1 » .
و از گفتار حكميّه و فلسفيّهء آن حضرت است كه مىفرمايد : أوّل معرفة الله توحيده ، و أصل توحيده نفى الصّفات عنه تا آخر خبر « اوّلين مرحلهء معرفت خدا يگانه دانستن اوست ، و منشأ و مبناى يگانه دانستن او نفى كردن صفات است از او » .
و آنچه متكلّمين در اصول دين ، اطناب داده و سخن به درازا گفتهاند ، زياديهائى است بر اين عبارات و شرحى است براى اين اصول ، زيرا كه إماميّه در اين معانى به حضرت صادق عليه السّلام رجوع دارند و او به پدران گرامش . امّا معتزله و زيديّه ، آنچه در اين امور دارند ، براى ايشان روايت مىكند قاضى عبد الجبّار بن احمد ، از أبو عبد الله الحسين البصرىّ ، از أبو إسحق عبّاس و اين دو نفر از ابو هاشم جبائى ، از پدرش أبو على ، از أبو يعقوب شحّام از أبو هذيل علّاف ، از أبو عثمان طويل ، از و اصل بن عطاء ، از أبو هاشم عبد الله بن محمّد بن علىّ ، از پدرش محمّد بن حنفيّة از أمير المؤمنين عليه السّلام .
ورّاق قمى گويد :
علىّ لهذا النّاس قد بيّن الّذى * هم اختلفوا فيه و لم يتوجّم
1
علىّ أعاش الدّين وفّاه حقّه * و لولاه ما افضى إلى عشر درهم
2 1 - « على است كه براى مردم روشن ساخت آنچه را كه در آن اختلاف
هامش
( 1 ) - اين مطلب را سيد رضى ( ره ) در « نهج البلاغه » قسم حكم ، شمارهء 317 آورده است .