برىء من المشركين و رسوله ، زد و سر وى را شكافت . آن مرد بازارى براى مخاصمه وى را به نزد امير المؤمنين عليه السّلام برد . حضرت علّت شكافتن سر او را پرسيدند . اعرابى گفت : اين مرد در قرائتش به خدا كافر شده است . حضرت فرمود : از روى قصد و اراده نبوده است « 1 » .
و نيز در روايت است كه أبو الأسود در چشمش كم بينى و ضعفى بود و دخترى داشت كه او را به حضور على عليه السّلام هدايت مىكرد و دستگير و جلودار پدر بود . گفت : يا أبتاه ، ما أشدّ حرّ الرّمضاء ! كه مىخواست از روى تعجّب بگويد : اى پدر جان ، چقدر حرارت ريگهاى روى زمين زياد است ! ( كه اين تركيب غلط است و بايد بگويد : يا أبتاه ، الرّمضاء ما أشدّ حرّا ، يا آنكه بگويد : ما اشدّ حرّ الرّمضاء ! ) . پدرش وى را از اين سخن منع كرد و گفتار او را به امير المؤمنين عليه السّلام گفت و حضرت ، علم و قواعد نحو را تأسيس نمود .
و نيز در روايت است كه أبو الأسود براى تشييع جنازهاى مىرفت . مردى گفت : من المتوفّى ؟ ( كه مىخواست بپرسد : مرده كيست : من المتوفّى ؟ در عبارت آورد : ميراننده كيست ؟ ) أبو الأسود به او گفت : الله ( ميراننده خداست ) . ابو الأسود
هامش
( 1 ) - نيمهء اول آيه 3 ، از سورهء 9 : برائت : و أذان من الله و رسوله إلى الناس يوم الحجّ الأكبر أنّ الله برىء من المشركين و رسوله « و اعلان از جانب خدا و رسول او به سوى مردم در بزرگترين روز حجّ ( روز عيد قربان ) است كه حقّا خدا و رسول او از مشركين بيزارند » . و همانطور كه ملاحظه مىشود : و رسوله در دنبال من المشركين علامت رفع دارد كه عطف بر محلّ الله باشد كه بنا بر ابتدائيت مرفوع است و يا عطف بر مجموع إنّ الله باشد كه آن نيز محلّش بنابر ابتدائيت مرفوع است . و در بعضى از قرائتها و رسوله با نصب خوانده شده است . بنابر آنكه عطف بر لفظ الله بوده باشد . و در هر دو صورت معنى يكى است معناى صحيح و درست . و أما اگر و رسوله مجرور خوانده شود همان طورى كه آن مرد بازارى خوانده بود معنى به كلى تغيير مىكند و معناى خلاف را مىدهد . معنايش اين طور مىشود كه « خداوند از مشركين و از رسول خود بيزار است » . فلهذا آن مرد اعرابى كه زبانش صحيح بود چون اينگونه شنيد ، آن را علامت كفر شمرده و بر سر آن قارى بازارى كوفت .