مقدارى كه او اراده نموده است و در هر زمانى كه او خواسته است . چون زمانش سپرى گردد به او بازگشت مىكند . مصدر اوست ، مبدأ و منتهى اوست . و على هذا من تحقيقا از نزد خود علمى ندارم ، همچنان كه قدرتى ندارم ، نفع و ضررى ندارم ، مرگ و حيات و نشورى ندارم . همهء اين صفات دربسته و سربسته ، مهر و موم شده مستقلّا از خداست و مال خداست و مرجعش به خداست ، و در اين حيات عاريت به عنوان عاريت داده شده و به اصل خود بر مىگردد .
در سورهء اعراف آمده است :
قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعاً وَ لا ضَرًّا إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ
« 1 » « اى پيغمبر بگو : من براى خودم هيچگونه نفعى و ضررى را مالك نيستم مگر آنچه را كه مشيّت خدا تعلّق گيرد » .
و در سورهء يونس آمده است :
قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي ضَرًّا وَ لا نَفْعاً إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ
« 2 » « اى پيغمبر بگو : من براى خودم هيچگونه ضررى و نفعى را مالك نيستم مگر آنچه را كه مشيّت خدا تعلّق گيرد » .
امر سوم آنكه : عموم آيه مورد بحث كه در مطلع گفتار ذكر شد :
عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً
چون در مورد رسولان مرضىّ و پسنديدهء حضرت حق تخصيص خورد ، و با ادات استثناء : إلّا من ارتضى من رسول آنان از مفاد فلا يظهر على غيبه استثناء شدند در اين صورت اباى از تخصيص در مورد ساير پيامبران كه رسول نيستند و فقط نبى هستند ، ندارد . و در اين موقعيّت مىبينيم كه : خداوند طبق آيات قرآن به انبياء كه قسيم رسل هستند ، وحى فرستاده و آنها را از غيب مطّلع گردانيده است :
إِنَّا أَوْحَيْنا إِلَيْكَ كَما أَوْحَيْنا إِلى نُوحٍ وَ النَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ /
« 3 » « ما به سوى تو ( اى محمّد ) وحى فرستاديم همچنان كه به سوى نوح و انبيائى كه پس از او آمدهاند ، وحى فرستاديم » .
هامش
( 1 ) - آيه 188 ، از سورهء 7 : اعراف .
( 2 ) - آيه 49 ، از سورهء 10 : يونس .
( 3 ) - آيه 163 ، از سورهء 4 : نساء .