تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
اينكه غيب را مىدانم و به شما نمىگويم كه من فرشته هستم . من متابعت و پيروى نمىنمايم مگر از آنچه به من وحى مىشود . بگو : آيا مساوى و يكسان هستند كسانى كه نابينا و كور هستند با كسانى كه بينا و بصير هستند ؟ پس چرا شما تفكر نمىكنيد » ؟ ! و همچون آيه :
قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعاً وَ لا ضَرًّا إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ وَ لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَ ما مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ وَ بَشِيرٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
« 1 » « بگو من به هيچ وجه مالك و صاحب اختيار منفعتى و يا ضررى براى خودم نيستم ، مگر آنچه را كه خدا بخواهد و اگر من اين طور بودم كه از غيب و پنهان علم و اطلاع داشتم البته خير و خوبى را براى خودم زياد مىكردم و به من گزندى و بديى نمىرسيد ، من نيستم مگر ترساننده و بشارت دهنده براى گروهى كه ايمان مىآورند » ، و همچون آيه :
قُلْ ما كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ وَ ما أَدْرِي ما يُفْعَلُ بِي وَ لا بِكُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى إِلَيَّ وَ ما أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ
« 2 » « بگو اى پيغمبر : من در ميان رسولان و پيامبران ، اوّلين پيغمبرى نيستم كه ادعاى رسالت نموده باشم و من نمىدانم كه خداوند با من و شما چه خواهد كرد ( و پايان كار به كجا خواهد انجاميد ) ؟ من متابعت نمىكنم مگر از آنچه به من وحى مىشود و من نيستم مگر ترساننده‌اى آشكارا ( كه خودش و گفتارش صريحا مردم را از عواقب وخيم برحذر مىدارد ) » . در تمام اين آيات و مشابه آنها ، رسول خدا نفى علم را از خود به نحو استقلال مىكند نه به نحو تبعيّت . يعنى علم اختصاص به خدا دارد ، من مستقلّا از پيش خود نياورده‌ام و خداوند هم به نحو تفويض به من نداده است . من آيينه و آيت و مرآتى هستم از علم خدا . علم استقلالى ذات اقدس او منحصر در اوست و در من كه آيينه هستم تجلّى و ظهور دارد و بنابراين نه تنها من علم غيب را ندارم بلكه هيچگونه علم را ندارم . همهء علوم من از خداست ، در من ظهور و تجلّى كرده است به هر
هامش
( 1 ) - آيه 188 ، از سورهء 7 : اعراف . ( 2 ) - آيه 9 ، از سورهء 46 : احقاف .