نيست امر فرا رسيدن قيامت مگر به قدر يك چشم بر هم زدن و يا نزديكتر . بدرستى كه خداوند بر هر چيزى تواناست « 1 » » ، و بين اين آيه كريمه كه رسولان را عالم به غيب مىداند و بر غيب راه مىدهد هيچگونه تنافى و تضادّى نيست .
و نظير اين استقلال و تبعيّت ، يا ذاتى و عرضى ، و يا اصلى و ظلّى ، در عبارات قرآن كريم بسيار آمده است ، همچون آيه
اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ
« 2 » « خداوند است كه جانها را مىگيرد » كه دلالت بر حصر دارد ، با آيه
حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا /
« 3 » « تا زمانى كه چون مرگ به نزد يكى از شما بيايد رسولان و فرستادگان ما او را قبض روح مىكنند » . و همچون آيه :
فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً
« 4 » « تمام اقسام عزّت منحصرا از آن خداوند است » ، با آيه :
وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لكِنَّ الْمُنافِقِينَ لا يَعْلَمُونَ
« 5 » « و از براى خداست عزّت و از براى رسول او و از براى مؤمنين ، و ليكن منافقين نمىدانند » ، كه در اين آيه علاوه بر خدا ، عزّت را براى رسول خدا و براى مؤمنين معيّن نموده است » .
و بنابراين علم غيب براى رسولان خداوند أمرى ضرورى و حتمى است و منافات با اختصاص آن به خدا ندارد .
امر دوم آنكه : در بسيارى از آيات قرآن مىبينيم كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله علم غيب را از خود نفى مىكند همچون آيه :
قُلْ لا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزائِنُ اللَّهِ وَ لا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَ لا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمى وَ الْبَصِيرُ أَ فَلا تَتَفَكَّرُونَ
« 6 » « بگو : من به شما نمىگويم كه در نزد من خزانههاى خداوند است و نه
هامش
( 1 ) - آيه 77 ، از سورهء 16 : نحل .
( 2 ) - آيه 42 ، از سورهء 39 : زمر .
( 3 ) - آيه 61 ، از سورهء 6 : أنعام .
( 4 ) - آيه 139 ، از سورهء 4 : نساء : أ يبتغون عندهم العزّة فانّ العزّة للّه جميعا .
( 5 ) - آيه 8 ، از سورهء 63 : منافقون .
( 6 ) - آيه 50 ، از سورهء 6 : انعام .