ظروف و امكانات و موقعيّتهاى اجتماعى و مقدار استعداد و ظرفيّت مرسل إليهم ، يعنى مردم ، به همه آگاه است و بر اين اصل و اساس وجود آنها را پسنديده و مرضىّ خود قرار داده ، و به مقدار ارتضاء و پسنديدگى ، آنان را بر عوالم غيب خود مسلّط فرموده است . در اينجا بايد به چند امر تذكّر داده شود :
امر اول آنكه : همهء علوم و از جمله علم غيب مختصّ به خداست و هيچكس و هيچ موجودى را در آن راه نيست ، و ليكن بالاستقلال و بالاصالة ، و تمام علومى كه از جانب خدا به غير عنايت شده است افاضه از ناحيهء او بوده و تمام موجودات هر يك در حدّ خود و به نوبهء خود داراى علم هستند و ليكن تبعا و به افاضهء خدا و به اعطاء او . و در اين صورت بين آياتى كه علم غيب را منحصر به خدا مىداند ، همچون آيه
وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ
« 1 » « كليدهاى غيب در نزد خداوند است به طورى كه هيچكس علم و اطّلاع از آنها را ندارد مگر او ، و خداوند مىداند آنچه را كه در خشكى است و آنچه را كه در درياست . و هيچ برگى از درختى نمىريزد مگر آنكه خدا به او علم دارد و هيچ دانهاى در ظلمات زمين نيفتد و نه هيچ تر و خشكى مگر آنكه در كتاب روشن خداوندى است » ، و همچون آيه :
قُلْ لا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ وَ ما يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ
« 2 » « بگو اى پيامبر : غير از خدا كسى نيست كه در آسمانها و زمين از غيب علم و اطلاع داشته باشد ، و هيچ نمىدانند كه در چه هنگام زنده و برانگيخته مىشوند » .
و همچون آيه :
وَ لِلَّهِ غَيْبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما أَمْرُ السَّاعَةِ إِلَّا كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
« و از براى خداست و بس علم آسمانها و زمين ، و
هامش
( 1 ) - آيه 59 ، از سورهء 6 : انعام .
( 2 ) - آيه 65 ، از سورهء 27 : نمل .