اين كيفيّت از ارسال و پيام نظير پيامى است كه سلاطين و حكّام به وكلا و رسولان خود مىفرستند تا به مردم ابلاغ كنند . اوّلا آن پيام را از ناحيهء خود تا به آنها برسد توسّط حرّاس و نگهبانانى محفوظ مىدارند . ثانيا براى آنكه بعد از رسيدن و قبل از ايصال به مردم نيز دستخوش تغيير و تبديل نگردد ، حرّاس و نگهبانانى در اين مسير براى اين مأموريّت قرار مىدهند .
چون در قسمت اوّل ، يعنى در ارسال علم غيب به رسولان از ناحيهء خدا ، بايد هيچ تصرّفى و تبديلى پيدا نشود و در قسمت دوّم ، يعنى در ابلاغ علم رسولان به مردم ، نيز بايد تغييرى حاصل نگردد اين متوقّف است بر آنكه اوّلا رسول ، وحى و غيب را درست همانطور كه هست تلقّى كند . دوم آنكه پس از تلقّى صحيح ، در خود خوب نگهدارد و حفظ كند . و سوم آنكه پس از تلقّى صحيح و حفظ و نگهدارى نيكو ، در مقام اداء و ابلاغ ، بدون كم و كاست و بدون زياده به مردم تبليغ كند . و اين سه مرحله از عصمت حتما بايد در رسولان باشد . كه در مرحلهء پيشرو و به تعبير قرآن من بين يديه مىباشد ، علاوه بر عصمت قبلى و پشت سر و به تعبير قرآن من خلفه مىباشد .
و علاوه بر اين ، آيه مىرساند كه : خداوندى كه شمارش و تعداد هر چيز را از خرد و كلان ، و ملكى و ملكوتى ، و مادّى و معنوى ، و طبعى و طبيعى و مثالى احصاء نموده و به مقدار ذرّات و هويّت آنها آگاه است ، به آنچه در نزد رسولان است اعم از امور نفسيّه و اعتقاديّه و منهاج و سنّت ، و معارف يقينيّه و علوم غيبيّه ، و اعمّ از
هامش
مجيد بسيار است ، همچون آيه 3 ، از سورهء 29 عنكبوت :فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبِينَ« پس هر آينه خداوند مىداند آنان را كه راست گفتند و هر آينه مىداند دروغگويان را » . يعنى دو دستهء صادقين و كاذبين در خارج كه ظرف علم فعلى حضرت حقّ است به وجود آيند و تحقّق پذيرند . و همچون آيه 25 ، از سورهء 57 : حديد :وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَيْبِ« و براى آنكه خدا بداند كسى را كه او و رسولان او را به واسطهء يقين و ايمانى كه به غيب دارد ، يارى مىنمايد » يعنى براى آنكه علم فعلى خدا كه وجود ياوران و ناصران خدا و رسولان اوست ، وجود و تحقّق پيدا كند .