كتاب خدا ( قرآن كريم ) براى تلاوت كردن و تدبّر نمودن و معانى و مفاهيم آن را فهميدن است . چقدر آيه در همين قرآن ما را امر به تدبّر در آيات مىكند و از نفهميدن قرآن شديدا برحذر مىدارد . آن وقت اگر انسان حقّ فهميدن قرآن را نداشته باشد و حقّ پرسش از مدلول و مراد را نداشته باشد ، اين كتاب به چه درد او مىخورد ؟ اين كتاب كه كتاب عمل است و عمل بدون علم محال است ، چگونه مىتوان به قرآن بدون فهميدن آن عمل نمود و طبق دستورات آن رفتار كرد ؟
آيات متشابهات در قرآن بسيار است ولى آنها هم براى مردم است . لغو و بيهوده و اشتباه در قرآن نيامده است . منتهى بايد آيات متشابه را به آيات محكمه ارجاع داد و معنى و مفهوم آن را از آيات محكمه به دست آورد . و براى اين امر ، راسخون در علم از طرف شارع اقدس معيّن شدهاند . آنان معانى متشابهات را مىدانند و با ارجاع آنها به محكمات حقيقت را براى مردم روشن مىكنند .
اگر بنا بود آيات متشابه را غير از خدا كسى نفهمد و ابدا به صاحبان علم و راسخان در معارف ، فهم آن داده نشود ، در حقيقت تمام محتواى قرآن منهاى اين آيات متشابه بود ، با آنكه مىدانيم : قرآن مجموعهء آيات محكمه و آيات متشابهه است .
البتّه عمر معانى آيات متشابهه ، بلكه بعض از آيات محكمه را نمىفهمد و كسى هم از او توقّع فهم آن را ندارد . هر كس شاكلهاى دارد . ظرفيّت و استعداد مخصوص به خود را دارد . توقّع در اينجاست كه چرا بايد چنين شخصى به مسند پيامبر بنشيند ؟ و بر اريكهء وحى و الهام و ولايت و كتاب و اين امور باطنيّه تكيه زند ؟ در حالى كه از معناى ظواهر قرآن بىخبر باشد و در پاسخ مراجعان فرو ماند و بجاى زبان گويا و فصيح و بليغ صاحب ولايت امير المؤمنين عليه السّلام كه واجد اين منصب است و دست پروردهء اين مكتب است و شير خورده از پستان وحى و فهم و درايت و علم و گويندهء سلونى قبل أن تفقدونى ، و سرايندهء لو ثنيت لى الوسادة مىباشد ، پاسخ مردم را با تازيانهء سكوت و خفه شو و لال شو و مپرس و مگو و بحث مكن و
امام شناسى (فارسى) — صفحة 248
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٤٨