آية الله علّامه : مير حامد حسين لكنهوى هندى نيشابورى رضوان الله عليه ، جلد دوازدهم از كتاب شريف و بديع « عبقات الأنوار » را به بحث در پيرامون اين حديث مبارك اختصاص داده و آن را به دو قسمت كرده است : قسمت اوّل را در بحث از سند ، و قسمت دوّم را در بحث از دلالت آن قرار داده است .
[ لزوم رجوع به امام در رابطه با قرآن ]
بارى امير المؤمنين عليه السّلام است كه پاسدار قرآن و نگهبان محكمات و متشابهات و عالم به مطلق و مقيّد ، و ناسخ و منسوخ است . اوست كه بر فراز منبر بدون هيچ تحاشى ، جواب ابن كوّا را در برابر هزاران نفر مىدهد . اوست كه باب جدل و مكالمه را باز كرد و ملاحده و زنادقه را به بحث طلبيد و با علماء درجه يك از يهود و نصارى و جاثليقها به بحث پرداخت و ايشان را ملزم نمود و به اسلام كشانيد . درّهء او زبان اوست ، منطق اوست ، درّهاى كه لبخند مىزند و چون غنچه مىشكفد و بىدينان را به دين گرايش مىدهد ، نه درّهاى كه متديّنان را از دين بيزار كند و فرارى دهد .
مردم بايد به او رجوع كنند و در آغوش باز او پناه برند و مشكلات خود را بدون ترس و وحشت و بدون پروا از او بپرسند . صبيغ هم مىبايد مانند اصحاب و پيروان و شيعيان امير المؤمنين عليه السّلام در رفع مشكلات علمى خود بدان حضرت مراجعه كند و جواب تامّ و تمام و كافى و شافى بستاند و خود را از معدن ولايت و آبشخوار علم و معرفت سير و سيراب كند . او اشتباه كرد و سر سفره و صبحانهء غير رفت و از آنجا سير شد ، فلهذا ضربات پى در پى و كوبنده و توفنده بر سر گيسودار او ، از لوازم لا ينفكّ اين مائده است . حالا خدا رحم كرده است كه سرش محلوق نبود ( تراشيده ) و گرنه سر از بدن مىپريد و به ديار نيستى روان مىشد .
حقّا و تحقيقا درست نوشت عمر به ابو موسى اشعرى كه : إنّ صبيغا قد ابتغى العلم و أخطأه « 1 » « صبيغ دنبال علم رفت و خطا كرد » . صبيغ دنبال علم رفت و ندانست از كجا بايد به دست آورد ؟ و چگونه بايد تحصيل كند ؟ و نزد كدام معلّم و
هامش
( 1 ) - صفحهء 245 ، از همين جلد .