است : فلا يظهر عليه اين معنى مشهود است . و سپس مىگويد : هر كس را كه بپسندد و مورد رضاى خاطر او باشد از رسولان به سوى خلق خود ، او را بر علم غيب خود مطّلع مىكند و او را مسلّط بر غيب نموده پرده از جلوى ديدگان او برمىگيرد ، و بنابر اين از علم غيب خود به او مىدهد .
[ اختصاص علم غيب به خدا و اعطاء آن به رسولان ]
و در صورت پرده برداشتن و اظهار علم غيب را بر رسولان ، خداوند دو دسته رصد و مراقب بر آنها مىگمارد : يك دسته محافظينى هستند از فرشتگان كه در پيش روى آنها بعد از وقوف بر غيب ، مىگمارد كه در اداى آن مأموريّت و ابلاغ آن علم به مردم ، شياطين در ذهنشان وسوسه نكنند و آن علم پاك و صافى را به هواجس نفسانى و هواى شيطانى مكدّر و تيره نسازند . دستهء دوّم محافظان و پاسدارانى هستند كه از پشت سر آنها ، يعنى قبل از وقوف بر غيب ، بين مصدر وحى و تنزيل و بين آنها قرار مىدهد تا وحى در سير نزولى در عوالم خود تا به قلب رسول برسد بدون تصرّف و دخالت موجودات عالم علوى باشد . اين دسته از محافظان فرشتگانى هستند كه در انزال وحى و سير آن در مراتب و درجات تا به رسول ابلاغ شود ، دخيل مىباشند .
تمام اين مراقبتها و مراقبها ، براى آنست كه حقيقت ابلاغ رسالات آن رسولان در خارج به طور صحيح و درست تحقّق پذيرد ، زيرا معلوم است كه جملهء ليعلم أن قد أبلغوا ( براى آنكه خداوند بداند كه رسولان ابلاغ رسالت خود را نمودهاند ) علم فعلى خدا را مىفهماند نه علم ذاتى را ، و علم فعلى خدا نفس تحقّق امور خارجى و عين واقعيّت و حقيقت در خارج است و جدا از نفس تحقّق خارجى نيست ، زيرا علم خدا به موجودات ، حصولى نيست بلكه حضورى محض است . و معناى علم حضورى ، وجود و تحقّق معلوم در نزد عالم به آن است . و على هذا معناى ليعلم ، ليتحقّق خواهد شد . يعنى اين دو سلسله از فرشتگان از پيش و از پس ، براى تحقّق ابلاغ ايشان است كه آنچه را كه گرفتهاند به مردم ابلاغ كنند . « 1 »
هامش
( 1 ) - و نظير اين معناى از علم كه تحقق خارجى در تعبير علمى ، علم فعلى باشد در قرآن