ديگران اماله نمودهاند او فتحه داده است .
و عدد آيات قرآن بنابر نقل كوفيّون منسوب به على عليه السّلام است و در ميان صحابه غير از على عليه السّلام كسى نيست كه عدد آيات به دو منسوب باشد . و عدد آيات را در هر شهرى از بعضى از تابعين مىنوشتهاند .
تقدّم امير المؤمنين عليه السّلام در علم تفسير
و از جملهء علماء ، علماء علم تفسير مىباشند مانند عبد الله بن عبّاس و عبد الله بن مسعود و أبىّ بن كعب و زيد بن ثابت . و همگى اتّفاق دارند كه امير المؤمنين عليه السّلام بر آنها تقدّم دارد « 1 » .
هامش
( 1 ) - در « غاية المرام » قسمت دوم ، ص 513 ، حديث 26 از طريق عامّه ، از سيد ابن طاوس در كتاب « سعد السعود » از طريق عامّه از ابو حامد غزالى روايت كرده است كه چون على عليه السّلام حكايت عهد حضرت موسى را بيان مىكردند ، گفتند : شرح كتاب او چهل بار شتر مىشود ، و اگر خدا و رسول او به من اذن مىدادند ، من شروع مىكردم در معناى الف فاتحه تا به آن مقدار مىرسيد ، يعنى چهل بار سنگين و يا بار شترى . و اين مقدار كثرت در علم و گشودن معانى نمىباشد مگر علم لدنّى آسمانى الهى . و اين كلمه آخرين لفظ محمد بن محمد بن محمد غزالى است در كتاب بيان علم لدنّى در وصف مولانا امير المؤمنين على بن ابى طالب صلوات الله عليه و آله . و در حديث 27 نيز از طريق عامّه از سيد ابن طاوس از ابو عمر زاهد كه اسمش محمّد بن عبد الواحد است در كتابش با اسنادش به على بن ابي طالب عليه السّلام روايت كرده است كه آن حضرت گفتند : اى ابن عبّاس ، چون نماز عشاء را انجام دادى ، بيا به نزد ما در صحرا . ابن عبّاس گفت : من نماز عشاء را خواندم و به آن حضرت ملحق شدم ، آن شب شبى بود ماهتابى . حضرت به من گفتند : تفسير حرف ألف از كلمهء الحمد چيست ؟ من گفتم : من يك حرف هم از تفسير آن نمىدانم تا بدان تكلّم كنم . حضرت يك ساعت تمام در تفسير آن سخن گفتند : آنگاه به من گفتند : تفسير حرف حاء از الحمد چيست ؟ من گفتم : نمىدانم . حضرت يك ساعت تمام در تفسير آن بحث كردند . و سپس گفتند : تفسير حرف ميم از آن را بگو . من گفتم : نمىدانم . حضرت يك ساعت تمام تفسيرش را بيان كردند . و پس از آن گفتند : تفسير حرف دال را بيان كن . گفتم : نمىدانم . حضرت دربارهء آن به قدرى گفتگو و بحث نمودند كه عمود فجر طلوع كرد . در اين حال به من فرمود : برخيز و برو به سوى منزلت و آماده براى نماز فريضهات بشو . ابو العباس عبد الله بن عباس