به دست او پيروى كنيد » . « 1 » ناشى گويد :
جامع وحى الله إذ فرّقه * من رام جمع آية فما ضبط 1
أشكله لشكله بجهله * فاستعجبت « 2 » أحرفه حين نقط
2 1 - « على جمع كنندهء وحى خداست در زمانى كه او را جدا جدا و متفرّق ساخته بود كسى كه بخواهد يك آيه را جمع كند از عهده بر نمىآيد .
2 - عمر از روى جهالت خود بر شكل و مثال قرآن على التباس و ابهام داشت . در وقتى كه چون حروف آن را على نقطه گذارده بود ، مورد تعجّب و شگفت گرديد » .
عونى گويد :
لمّا رأى الأمر قبيح المدخل * حرّد فى جمع الكتاب المنزل
« چون على نگريست كه محل دخول و ورود امر ولايت و خلافت به صورت قبيح و زشتى در آمده است ، براى تأليف و جمعآورى كتاب نازلشدهء خدا ، از قوم منعزل شد و به آشيانه و كوخ خود متفرّدا پناه برد » .
صاحب گويد :
هامش
( 1 ) - آية الله سيد حسن صدر در كتاب « الشيعة و فنون الاسلام » ص 49 گويد : اولين مصحفى كه در آن قرآن به ترتيب نزول گرد آمده بود پس از رحلت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مصحف امير المؤمنين عليه السّلام بود ، و احاديث وارده در اين موضوع از طريق اهل بيت متواتر و از طريق اهل سنّت مستفيض است كه ما به بعضى از آنها در اصل اين كتاب ( تأسيس الشيعة لعلوم الاسلام ) اشاره نموديم و دربارهء اين احاديث با ابن بر حجر عسقلانى به بحث پرداختهايم .
( 2 ) - در « مناقب » حروفى فاستعجمت است و ترجمهء شعر چنين مىشود : على جمع كنندهء وحى خداست در زمانى كه او را جدا جدا و متفرق ساخته بود كسى كه خواست يك آيه را جمع كند ولى نتوانست . و او ( عمر ) قرآن را از روى جهل خود اعراب گذارى و نقطهگذارى كرد و در نتيجه حروف آن گنگ و نادرست شد آنگاه كه آن را نقطهگذارى نمود .