مصنّفات خود ، از أعمش ، از ابو بكر بن عيّاش ، در ضمن خبرى طولانى روايت كردهاند كه : دو نفر مرد سى آيه از سورهء احقاف را خواندند و در قرائتشان اختلاف داشتند . ابن مسعود گفت : اين خلاف را من نخواندهام . و آن دو نفر را به حضور پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله برد . پيغمبر به خشم آمد و على عليه السّلام نزد رسول خدا بود ، على عليه السّلام گفت : رسول الله يأمركم أن تقرءوا كما علّمتم « رسول خدا به شما امر مىكند كه قرآن را همان طورى كه به شما تعليم داده شده است بخوانيد » . و اين دليل است بر اينكه على عليه السّلام به كيفيّت وجوه قرائتهاى مختلف ، عالم بوده است .
و روايت شده است كه چون زيد ، تابوت را تابوة خواند ، على عليه السّلام به او گفت : تابوت بنويس ، و او چنين نوشت .
قرّاء سبعه همگى رجوعشان در قرائت به امير المؤمنين عليه السّلام است . امّا حمزه و كسائى ، آنها بر قرائت على عليه السّلام و ابن مسعود اتّكاء و اعتماد دارند و مصحف آنها مصحف ابن مسعود نيست . بنابر اين آنها رجوع به على عليه السّلام دارند و با ابن مسعود در آن چيزى كه جارى مجراى اعراب است موافق هستند .
ابن مسعود گفته است : ما رأيت أحدا أقرأ من علىّ بن أبي طالب للقرآن « من هيچكس را در قرائت قرآن ، استادتر و ماهرتر از علىّ بن ابي طالب نديدهام » .
و امّا نافع و ابن كثير و أبو عمرو ، قسمت عمدهء قرائتهاى آنان به قرائت ابن عبّاس بر مىگردد ، و ابن عبّاس نزد ابىّ بن كعب و على عليه السّلام قرائت نموده است . و آنچه از قرائت اين جماعت قرّاء مخالف قرائت ابىّ مىباشد از قرائت على عليه السّلام گرفته شده است .
و امّا عاصم ، او در نزد أبو عبد الرحمن سلمى قرائت كرده است ، و أبو عبد الرحمن گفته است : من تمام قرآن را پيش علىّ بن ابي طالب قرائت نمودهام . و گفتهاند كه فصيحترين قرائتها قرائت عاصم است چون اصل در قرائت را ادا كرده است ، به علّت آنكه جاهائى را كه ديگران ادغام كردهاند ، او اظهار نموده است ، و همزهاى را كه ديگران لينت دادهاند او تثبيت كرده ، و ألفهائى را كه
امام شناسى (فارسى) — صفحة 235
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٣٥