و از جملهء علوم ، علم نحو و عربيّت است . و همهء مردم مىدانند كه او انشاء اين علم را نمود و مؤسّس و مخترع آن بود و جوامع و اصول آن را به أبو الأسود دؤلى املاء فرمود ، كه از جمله املاء آن حضرت است : الكلام كلّه ثلاثة أشياء : اسم و فعل و حرف « كلام از سه چيز تشكيل مىشود : اسم و فعل و حرف » .
و از جمله املاء آن حضرت تقسيم كلمه به معرفه و نكره است و تقسيم اقسام إعراب به رفع و نصب و جرّ و جزم است . و اين امر به قدرى مهمّ است كه نزديك است به معجزات آن حضرت ملحق شود ، زيرا كه قوّه و استعداد بشر به اين حصر و شمارش وفا نمىكند و به اين دقايق از استنباط قيام ندارد « 1 » .
آنگاه ابن أبى الحديد شرحى دربارهء ساير فضائل حضرت ايفا مىكند تا آنكه مىگويد :
[ تقدم آن حضرت در فصاحت و بلاغت ]
و امّا فصاحت حضرت ، او امام فصحا و سيّد بلغا است و دربارهء سخن او گفته
هامش
يكى از دو نقطه نظر خالى نيست : يا عدم صحت اسناد اين علوم است به آنها ، و يا عدم اطلاع آنها بر علوم باطنيه . اگر از جهت اول باشد كه آن در نهايت ظهور است و علماء بر آن اتفاق دارند و تفصيل آن به طور تواتر ثابت است و انكار امور متواتره از قبيل مكابره محسوب مىگردد . ( و بعد از شرح و تفصيل جامعى مىگويد : ) و اگر از جهت دوم باشد ( يعنى اگر كسى حكم به بطلان علوم اين طائفه كند از جهت آنكه آنها علم به باطن ندارند ) آن هم ايضا در غايت شهرت است و كسى بدين سخن لب نمىگشايد مگر آنكه به اصول مشايخ اماميه و اصول ارباب طريقت جاهل باشد ، زيرا كه همگى مشايخ اماميه در كتابهاى خودشان اسناد علوم رسميه و حقيقيه را به على عليه السّلام دادهاند ، كه از ايشان است امام فاضل كمال الدّين هيثم بحرانى قدّس الله سرّه ، چون او در شرح كبير خود بر « نهج البلاغه » و در قواعد الكلامية مفصلا و مجملا ذكر نموده است كه جميع علوم مستفاد از حضرت امير المؤمنين على بن ابي طالب عليه السّلام است . و همچنين شيخ اعظم جمال الدّين ابن مطهّر قدّس الله روحه در كتاب « مناهج اليقين » و « منهاج الكرامة » و « شرح النظم » و غير ذلك از كتب خود . و همچنين سمرقندى ، و همچنين رئيس و سيد و سالار اعظم ، أفضل المتقدمين و المتأخّرين خواجه نصير الدّين طوسى قدّس الله روحه در « تجريد » .
( 1 ) - « شرح نهج البلاغه » طبع مصر ، دار الاحياء ، ج 1 ، ص 17 تا ص 20 .