او داده بود و از همه بريده و فقط به دو پيوسته بود . ابن عبّاس شاگرد او و خرّيج و صاحب گواهينامهء مدرسهء اوست .
به ابن عبّاس گفتند : أين علمك من علم ابن عمك ؟ « نسبت علم تو با علم پسر عمويت چقدر است » ؟ گفته : كنسبة قطرة من المطر إلى البحر المحيط « مثل نسبت يك قطره از باران با اقيانوس اطلس » .
و از جمله علوم ، علم طريقت و حقيقت و احوال تصوّف است . و دانستى كه ارباب اين فن در جميع بلاد اسلام به او منتهى مىشوند و در نزد او وقوف مىكنند . و به اين مهم تصريح كردهاند شبلى و جنيد و سرىّ و أبو يزيد بسطامى و أبو محفوظ معروف كرخى و غيرهم . و براى دلالت بر اين گفتار كفايت مىكند تو را خرقهاى كه شعار آنهاست تا امروز ، زيرا همهء آنها با اسناد متّصل خود خرقه را به امير المؤمنين عليه السّلام منسوب مىنمايند « 1 » .
هامش
( 1 ) - سيد حيدر آملى رحمة الله عليه در « جامع الاسرار و منبع الانوار » طبع 1347 با مقدمهء هانرى كربين و عثمان اسماعيل يحيى ص 223 تا ص 228 گويد كه : قطب و معصوم ، و يا قطب و امام ، دو لفظ مترادف هستند كه به شخص واحدى اطلاق مىشوند و او عبارت است از خليفة الله تعالى فى أرضه . ( تا آنكه گويد : ) و امّا ترتيب اسنادشان به مشايخ ، پس از جعفر صادق عليه السّلام است به أبو يزيد بسطامى قدّس الله سرّه كه شاگرد و سقّاى خانه و محرم اسرارش بود ، همانطور كه علماء شيعه و سنّت در كتابهاى كلامى خود آنجا كه جميع علوم را به امير المؤمنين عليه السّلام نسبت دادهاند ذكر كردهاند ، و از او به اولادش و مريدانش رسيد . و امام جعفر عليه السّلام از خلفاى امام على در اين باب بود ( يعنى در نسبت جميع علوم به او ) و تا اين زمان اصحاب جعفر و مريدانش بر جعفر بودهاند . و ترتيب اسنادشان ايضا از موسى الكاظم عليه السّلام تا شقيق بلخى ، و از او به شاگردانش و مريدانش . و ترتيب اسنادشان همين طور است از على بن موسى الرّضا عليه السّلام به معروف كرخى ، و از معروف كرخى به سرىّ سقطى ، و از سرىّ به جنيد بغدادى ، و از جنيد به شبلى ، و همين طور است داستان تا امروز . ايشان بر همين رويّه هستند خلفا عن سلف . پس اين طائفهء حقّه مستحقّهء وديعهء سرّ ولايت و توحيد است در ايشان ، به جهت آنكه حقيقت آنها و اسناد علوم آنها و طريقهء آنها به أئمّهء معصومين عليهم السّلام محقّق است و سزاوار نيست براى هيچكس كه حكم به بطلان مذهب و اعتقاد آنها بنمايد خصوصا به شيعهء اماميّه ، و اگر كسى حكم به بطلان علوم اين طائفه بكند از